آيهء شريفه را :
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ
« 44 » ، به معناى زاد وولد حمل كردهاند .
گاهى مقصود از مفاهيم جزئي آدم ، اوّل شخصي است كه در زمين خليفه قرار گرفته است ومأمور به نشر حكمت وناموس شريعت شده است . وامّا مفهوم كلّى گاهى مقصود از آن مطلق نوع انسان است وبر همين معاني حمل شده است ، اين آيهء شريفه :
وَلَقَدْ عَهِدْنا إِلى آدَمَ مِنْ قَبْلُ فَنَسِيَ
« 45 » .
گاهى مقصود از آدم صنف أنبيا ودعوت كنندگان به سوى خداست .
چنان كه از سرور فرستادگان ( ص ) نقل شده است كه فرمود : « هر پيامبرى آدم روزگار خود مىباشد « 46 » » وباز فرمود : « من وتو اى على پدران اين امّتيم « 47 » » .
ممكن است سخن حضرت باقر ، محمد بن علي ( ع ) را كه فرمود : پيش از آدمي كه پدر ماست هزار هزار آدم ويا بيش از آن گذشتهاند « 48 » » بر اين معنى حمل كرد .
پس از ثابت شدن مطلب فوق مىگوييم براي هر آدمي به معنايى كه ذكر شد ، فرشتهاى اختصاص دارد كه مأمور به سجده براي اوست وابليسى كه در معارضه ومخالفت با اوست .
امّا آدم به معناى اوّل ودوّم [ يعنى اوّل شخصي كه از خاك آفريده شده ويا اوّل شخصي كه در زمين خليفهء خدا شده است ] فرشتگانى كه مأمور به سجود براي أو هستند همان قواى بدني ونفوس مردم زمانش هستند كه مأمورند از أو پيروى كرده ، سخنش را بشنوند وديگر قوايى كه در أطراف عالم هستند همگى مأمورند در برابر أو خاضع باشند ودر حوائج ومهمات أو كوشش وبراي تحقّق مقصودش
هامش
( 44 ) سورهء انسان ( 76 ) : آيهء ( 2 ) : ما انسان را از نطفه آفريديم .
( 45 ) سورهء طه ( 20 ) : آيهء ( 115 ) : ما پيش از اين با آدم عهد بستيم وأو فراموش كرد .
( 46 ) كلّ نبي فهو آدم وقته .
( 47 ) انا وأنت يا علي أبوا هذه الامّه .
( 48 ) قد انقضى قبل آدم الذي هو أبونا الف الف آدم وأكثر .