تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
دارند وبا كلمه افشا به ايجاد آنها ، وبا عبارت فتق وشق به وجود آنها ، وبا آب متلاطم ومتراكم به كمالات وجودي آنها اشاره كرده است . وبا كلمات اجرائها فيها ، به افاضهء فيض حق بر هر يك از آنها به لحاظ استحقاق وجوديشان وبه واسطهء موجود ما قبلشان ، اشاره كرده است وباد وزنده را كناية از امر اوّل ، كه ما از آن به قدرت ياد كرديم ، آورده است . امّا وجه مناسبت ميان اين أمور وآنچه كه ما ذكر كرديم اين است كه تعبير از عقول فعّاله به ارجاء وأجواء وسكائك هوا ، از اين جهت است كه عقول فعّاله قابليّت فيض وكمال‌گيرى را از مبدأ اوّل دارند ، چنان كه أجواء وارجاء وسكائك هوا قابليّت دريافت آب را از ابر ويا چشمه‌سار دارند . تشبيه فيض به آب به اين دليل است كه هر گاه قابل در قابليّت خود كامل باشد به طبع ذات آب را مىگيرد . وصدور فيض الهى از ناحية خداوند ما دام كه قابل ، فيض‌پذير باشد متوقف نمىشود . زيرا فاعليت قابل در ذات خود تام وتمام است . وبه تعبير ديگر مىتوان گفت چون قوام زندگى هر موجود جسماني در عالم كون وفساد به آب است . وقوام وجودي هر موجودى به فيض الهى است . پس تشبيه فيض به آب تشبيه كاملى است ومثل اين تشبيه در قرآن كريم آمده است . جمهور مفسران واز آن جمله ابن عباس در بارهء اين سخن حق تعالى :
أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها
، « 9 » گفته‌اند كه منظور از ماء در اين آيهء شريفه علم ومقصود از اوديه قلب بندگان وغرض از انزل ، افاضهء آن بر دلهاست . ومنظور از اين فرموده : فسالت أودية بقدرها ، اين است كه هر قلبي به اندازهء ظرفيت واستعدادش به آن دست مىيابد وآن را مىپذيرد . همين مفسّران گفته‌اند كه خداوند سبحان از آسمان كبريايى وجلال واحسان ، آب بيان روشن قرآن وعلوم آن را بر قلب
هامش
( 9 ) سورهء رعد ( 13 ) : آيهء ( 17 ) : خداوند از آسمان آبى فرستاد واز هر دره ورودخانه‌اى به اندازهء آنها سيلابى جارى شد .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 308 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم