نيازى در وجود به آن نداشته باشد ، اين صحيح است ومقصود ما نيز همين است . با اين توضيح صحيح است كه وقت معدود واجل ممدود را از خدا سلب كنيم . حقيقت اين امر روشن است ونيازى به توضيح بيشتر نيست . در اين قراين چهار گانهء فوق ( حدّ محدود ، نعت موجود ، وقت معدود ، اجل ممدود ) سجع متوازى با نوعي تجنيس همراه است .
( 1063 - 1057 )
فرموده است : الذي فطر الخلائق . . . تا ميدان ارضه
امام ( ع ) پس از آنكه توضيح صفات سلبيّه را مقدم داشت شروع به توضيح صفات ثبوتيّه كرد ( در آغاز بيان صفات ثبوتيّه سه تعبير را گنجانده است ) واين اعتقادات سه گانه در قرآن كريم نيز موجود است .
اوّل كلام حق تعالى كه فرموده است :
« أَوْ خَلْقاً مِمَّا يَكْبُرُ »
« 15 » دوّم قول خداوند تعالى است :
« وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ »
« 16 » سوّم فرمودهء خداوند متعال است :
« وَأَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِكُمْ » *
« 17 » وكلام ديگر حق متعال كه فرموده است :
« وَالْجِبالَ أَوْتاداً »
« 18 » .
مقصود از گفتهء امام ( ع ) كه فرموده است خلايق را به قدرت خود آفريد ، نسبت دادن مخلوقات به قدرت خداوند مىباشد وچون لفظ فطر در حقيقت به معناى شكافته شدن أجسام است نسبت دادن فطر به خلق در اينجا استعاره است .
امام فخر رازي در بيان جهت استعاره در مثل اين موارد بحث لطيفى دارد :
هامش
( 15 ) سورهء اسراء ( 17 ) : آيهء ( 51 ) : خدا كسى است كه اوّل بار شما را آفريد .
( 16 ) سورهء فرقان ( 25 ) : آيهء ( 48 ) : أو خدايى است كه بادها را براي بشارت پيشاپيش رحمتهايش فرستاد .
( 17 ) سورهء نحل ( 16 ) : آيهء ( 15 ) : كوهها را در زمين قرار داد تا واژگون نشويد .
( 18 ) سورهء نباء ( 78 ) : آيهء ( 7 ) : كوهها را نگهدارنده قرار داد .