وحسين ( ع ) مىباشد . عقيدهء أبى سعيد خدري نيز همين است ومقصود سيّد رضى از أهل بيت در اين عبارت على ، فاطمه ، حسن وحسين ( ع ) وأئمة بعد از آنهاست .
سيّد رضى أهل بيت را به چهار صفت به شرح زير توصيف كرده است :
1 - مصابيح بودنشان . اين صفت به صورت استعارهء كنايهاى بر آنها اطلاق شده است . با اين توضيح كه مردم به وسيلهء آنها از ظلمات جهل رهايى مىيابند .
چنان كه به وسيله چراغ در تاريكى راه مىيابند .
2 - حافظان امّت از لغزشاند . يعنى به سبب هدايت آنها به راه مستقيم ، مانع از آنند كه مردم در يكى از دو طرف افراط وتفريط فرو غلتند .
3 - شاخص روشنى براي شناخت واضح دين هستند . چنان كه در گذشته گفتيم « منار » به معناى جايگاه نور است . واين عبارت چنان كه گذشت به طريق استعارهاى زيبا به كار رفته است .
4 - آنان معيار فضيلتهاى برترند . اضافهء مثاقيل به فضل يا به تقدير لام است يعنى مثاقيل للفضل ، در اين صورت هر گاه بخواهيم فضيلت مردم را نسبت به يكديگر بسنجيم فضيلت أهل بيت را معيار قرار داده ونسبت به آن مىسنجيم .
ويا عبارت به تقدير من مىباشد . يعنى مثاقيل من الفضل . در اين صورت چنين معنى مىدهد كه فضيلت ديگران تابعي از فضيلت آنهاست . وفضيلت آنها نسبت به همه برترى دارد . لفظ مثاقيل در اين جا استعاره است . وجهت مشابهت عبارت است از اين كه آنها معيار وميزان سنجش مردماند . چنان كه مثقال چنين است .
قوله : وصلّى اللّه عليهم أجمعين . . . تا نجم طالع .
مىگويم ( شارح ) : پس از اين كه سيّد رضى از خداوند سبحان براي پيامبر وآلش تقاضاى رحمت كرد . به سه اعتبار شايستگى آنها را براي اين صلوات به
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 231
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٢٣١