عبرة : اسم مصدر اعتبار وبه معناى متنبّه شدن است . عبرت در أصل به معناى انتقال ذهن از امرى به امرى است .
استظهار للشيء : كمك گرفتن از چيز براي حفظ چيزى ديگر .
استظهار بالشئ : كمك گرفتن از أو .
استظهار على الشيء : كمك گرفتن از چيزى براي رفع چيزى ديگر .
غيرة : به فتح غين ، مصدر است وبه معناى رشك بردن است . در مثل گفته شده : غار الرجل على أهله ، « مرد نسبت به خانوادهاش غيرت نشان داده » . رجل غيور وامرأة غيور ، : « مرد وزن داراى غيرت فراوان شدند » . غيرت رنج نفساني است كه بر صاحب حق عارض مىشود به توهّم اين كه فردى در حق مسلّم أو مشاركت مىكند كه استحقاق آن حق را ندارد .
عقائل : جمع عقيله ، عقيلهء هر چيزى بهترين ونيكوترين آن است .
أقطار : جمع قطر ، به معناى ناحية وأطراف است .
ندّالبعير : شتر فرارى شد وتنها ماند .
ربق : ريسمانى است با رشتههاى زياد كه با آن حيوانات را مىبندند . هر يك از رشتههاى عروه را ربقه گويند . در حديث آمده است هر يك از جماعت به اندازهء يك وجب جدا شود ربقه اسلام را از گردنش برداشته است .
جدّ : حرص وكوشش .
بلاغ : اسم مصدر از تبليغ وبلوغ است كه به جاى مصدر نشسته است .
نهج : راه روشن .
بغيه والبغية : آنچه كه از شيء اراده وخواسته مىشود .
بلال : آن مقدار آب يا شيرى كه با آن گلوى انسان تر شود .
غلّه وغليل : تشنگى زياد .
جلاء السيف : زدودن كدورتى كه بر شمشير نشسته وصيقل زدن آن .
جلاء القلب والنفس : بر طرف كردن تيرگيهاى شبهه وجهل كه بر آن عارض شده است .
تنجّزت الامر : در خواست قطعيت يافتن وانجام شدن كار .
استعاذه : در خواست پناه با تضرع وزارى : خداوند متعال فرموده است :
فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ *