ايجاد مىكند مانند خوشحالى طرب انگيز كه آثار متفاوتى دارد واين خوشحالى طرب انگيز موجب نيرو ونشاط آن مىشود .
هر گاه اين مطلب فهميده شده باشد ، چون شادى شخص عارف به سرور حق متعال قوىتر از شادى حاصل از توجّه به غير خدا مىباشد وفيوضات حق ، عارف را كاملا پوشانده ودر پيشگاه حق متعال به كوشش وا مىدارد قهرا قدرت أو بر انجام كارهاى ممكن قويتر از غير اوست .
علّت وسبب براي ديگر كارهاى خارق العادة به شرح زير بيان مىشود :
در جاهاى ديگر ثابت شد كه وابستگى نفس به بدن مانند تصوير بر جسم نيست بلكه به لحاظ تجرد ، اداره كنندهء بدن مىباشد وكيفيّت اعمال نفساني به طريق زير گاهى باعث ظهور حوادثى مىشود :
1 - گاهى مىبينى كه شخصي بر روى شاخهء بلندى كه بر روى زمين افتاده است ، راه مىرود وآن را به هر طرف كه بخواهد مىبرد ، اگر فرض شود كه همين شاخه بر ديوارى بلند قرار داشته باشد ، آن شخص را در وقت راه رفتن لرزان مىبينى ، زيرا تخيّلات وتوهّماتش مرتّب وى را تهديد به سقوط مىكند چون بدن متأثّر از قوّهء وهم وخيال است به همين دليل گاهى از روى شاخه به زمين مىافتد .
2 - بديهي است كه مزاج انسان از عوارض نفساني فراوان ، مانند خشم ، ترس ، اندوه ، شادى وغير اينها متأثّر مىشود .
3 - توهّم بيمارى يا تندرستى گاهى موجب بيمارى يا تندرستى مىشود واين نيز از أمور ضروري است « 160 » .
هر گاه اين حقيقت را قبول داشته باشى مىگوييم : هر گاه مزاج اين تأثيرات
هامش
( 160 ) تلقين به نفس از نظر روان شناسى تأثير بسزايى در بيمارى وتندرستى انسان دارد ، بسيارى از افراد سالم بيمار تلقينىاند ، وفراوانند بيمارانى كه با تلقين سلامت خود را باز مىيابند ( ويراستار ) .