قول سيبويه شبيه چيستان وبيرون از قواعد زبان عرب است « 65 » .
بحث سوّم - ترشيح وتجريد
استعاره ترشيح
استعاره اين است كه جانب مستعار رعايت شود وآنچه كه لازمهء مستعار ومقتضاى آن است بدان ضميمه شود مانند قول كثير شاعر :
« مرا با تيرى كه چوب آن سرمهكش بود هدف قراردادى بدين دليل بر من ضررى وارد نشد » . در اين مثال تير انداختن را براي نگاه كردن استعاره آورده است .
مقتضاى هدف قرار دادن تير انداختن است كه لفظ تير را به كار برده است . ونيز مانند سرودهء امرء القيس
فقلت له لما تمطى بصلبه * اردف اعجاز اوناء بكلكل « 66 »
در اين مثال شتر را استعاره آورده است براي شب وآنچه لازمهء برخاستن شتر از قبيل دراز كردن گردن وبلند كردن سرين بوده بر آن افزوده است .
در دو مثال فوق استعاره به صورت ترشيح به كار رفته است « 67 » .
استعارهء تجريدى
استعارهء تجريدى آن است كه جانب مستعار له رعايت شود مانند قول خداوند تعالى :
« وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كانَتْ »
« 68 » .
ومانند سرودهء زهير :
لدىّ أسد شاكي السلاح مقذّف « 69 »
هامش
( 65 ) ظاهرا مؤلّف نظر به تمام حديث نداشته وگرنه در حديث كامل وجه شبه ذكر شده وكلام روشن است - م .
( 66 ) هنگامى كه شب مانند شتر پشت وگردن وسرين خود را به حركت در آورد گفتم آيا صبح نمىشوى .
( 67 ) استعارهء ترشيحى آن است كه براي مستعار با الفاظى كه متناسب مستعار است آن را زينت دهيم .
( 68 ) سورهء نحل ( 16 ) : آيهء ( 112 ) : خداوند بر آنها لباس گرسنگى وترس را چشاند .
( 69 ) در نزد من مردى است به شجاعت شير در حالي كه سلاح جنگ أو آزموده وخود تجربهء جنگى دارد .