مكتوب
118
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
سلامٌ على وليّي في اللَّه الأمير عماد الملّة و الدّين جعفر .
سير و سفر معنوى
امّا بعد ؛ لُنگوته « 1 » به تجريد بايد زد و عصاى استقامت به دست بايد گرفت كه گرد چهار بازار جهان برآيند ، [ نه ] چون درخت بر يك جاى چسبيدن و آخر جهان ناديده از جهان رفتن
« مَنْ كانَ فِي هذِهِ أَعْمى فَهُوَ فِي الْآخِرَةِ أَعْمى » .
« 2 »
هركه امروز نبيند اثر قدرت او * غالب آن است كه فرداش نبيند ديدار
مقصود از اين كه گفتم سير معنويت است نه سفر حسّى كه آن را زياده وزنى نيست . اى ولىّ من ! متابعت نواميس الهيّه بايد كرد و به اوضاع جمهور ملتفت نبايد بود ، كه آدمى در اين جهان غريب است چون از اين جهان رفت اوضاع اين جهان مزهاى ندارد . نواميس الهى است كه اوضاع جهان اصلى است .
اى ولىّ من ! چون شخص با جهان الهى رجوع كند داند كه زينت اين
هامش
( 1 ) . لُنْگوته : لُنگى كوتاه كه برخى مانند هنديان به كمر مىبندند . لنگُوته زدن كنايه از عزم و تصميم است ، كمر همّت بستن .
( 2 ) . امّا كسى كه در اين جهان ( از ديدن حق ) نابينا بوده است ، در آخرت نيز نابينا و گمراهتر است . سورهء اسراء ، آيهء 72 .