مكتوب
114 « 1 »
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى الأخ الأعزّ الأمير غياث الدّين محمّد كتبه اللَّه في زمرة الصالحين .
به ياد مرگ
امّا بعد ؛ از آدمى تا مرگ راه بسيار نيست و آنچه بعد از مرگ پيش آيد يا شقاوت ابدى است يا سعادت سرمدى . ندانم كه آدمى چنين آسوده و فارغ البال چگونه نشست ؟ و چگونه مىتواند نشسته ؟ نه به كسى مىماند كه او را چنين راهى عظيم در پيش باشد ،
« اللَّهُمَّ نَبِّهْنا عَنْ نَوْمَةِ الغافِلين » . « 2 »
يكيك مىميرند و به كردارهاى خويش مىرسند و باقيان هيچ پند نمىگيرند . به لهو و باطلى كه دايم مشغول بودند مشغولند تا مرگ بر آن مفاجى اين مىشود . و يكسان نيست حال كسى كه آمادهء مرگ شده و مرگ او را دريافته و كسى كه آماده آن نشده و كارسازى آن نكرده . وه كه چه دست پاچه شود در آن حين ! و كارسازى ، دوامِ ذكر خداست عزّوجلّ ، و حق او در بندگان او نگاه داشتن كه با محسن ايشان احسان كند و از مسيئى ايشان عفو كند ، و مؤدّب و حيىء « 3 » و وقور و صبور و خاشع و مطرق « 4 » بودن .
هامش
( 1 ) . اين مكتوب در « م » نيست .
( 2 ) . خداوندا ! ما را از خواب غفلت بيدار كن . اقبال الاعمال ، ج 1 ، ص 230 .
( 3 ) . حيىء : با حيا .
( 4 ) . مُطرِق : سر به زير .