مكتوب
96
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى ولييّ في اللَّه و حبيبي مولانا شمس الملّة و الدّين محمّد و إِلى وليّي و جار وليّي الفقيه عماد الملّة و الدّين عبدالعزيز .
حجابِ غفلت
امّا بعد ؛ شور در جهان افتاده و عالم پرغوغاست مردمان چرا نمىشنوند ؟ و هر سو نفير رحيل مىزنند و در هر گوشهاى بار بر چهار پاى مىنهند و فوج فوج بركندهاند و روى به راه مىكنند . مگر آدمى كر است ، و با كرى كور است ، و با كرى و كورى دنگ است ، و با كرى و كورى و دنگى ديوانه است ؟ نى نى ! از توفيق بيگانه است و در حجابِ
« فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ »
« 1 » و سدِّ
« وَ جَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا »
« 2 » درمانده .
سبحان اللَّه ! عالم چنين در حركت و آدمى چنين ساكن ، آسمان در چنين كار و آدمى چنين بىكار ، آفتاب در كارخود چنين گرم و آدمى چنين فسرده و بىشرم . جبّار سماوات هر سحر دست بىچون برگشايد كه « هَلْ مِنْ سائِلٍ » ، « 3 » و آدمى شب و روز مشغول جستن وسايل . گويى كه به اسباب واثقتر است كه به مسبِّب الاسباب ، يا در يقينش شكى
هامش
( 1 ) . و چشمانشان را پوشاندهايم ، لذا نمىبينند . سورهء يس ، آيهء 9 .
( 2 ) . و در پيش روى آنان سدّى قرار داديم ، و در پشت سرشان سدّى . سورهء يس ، آيهء 9 .
( 3 ) . آيا خواهندهاى هست ؟