مكتوب
71
بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم
مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى وليّي حقّا الأمير ركن الدّين حسن عافاه اللَّه تعالى في نفسه و جسمه و طهّر قلبه و سرّه .
لذّتِ دوستى
امّا بعد ؛ محبّت ورز مىبايد بود كه آن لذّت و حظ كه مردمان از طعام و شراب و ساير تمتّعات مىيابند از محبّت يابند . و هيهات ! لذّت محبّت كجا و لذّت آنها كجا ؟
حلوا به كسى ده كه محبّت نچشيده است .
لذّتِ محبّت ، لذّت حىّ است و آن لذّات لذّت ميّت . اى ولىّ من ! بعضى از مشايخ گفتهاند از هرچه در بهشت هست نمودارى در دنيا هست . نمودار لقاءاللَّه لقاء اخوان است ، پس چنانچه لقاء اللَّه در آخرت لِذاته مطلوب است و اجَلّ حظوظ است هر آينه بايد كه لقاء اخوان در جهان لذاته مقصود باشد و اجلّ حظوظ جهان باشد . امّا چنين ديدار جز به نظر محبّتِ حقيقيه نتوان يافت . عامهء ناس كه از محبّت حقيقى اعنى محبّت خالى از غرض كه به رابطه الهى باشد خالىاند ايشان را در ديدار يكديگر حظىّ است ، الّا لذاته نيست ، بل از شهوات حيوانيه باشد از اكل و شرب و نكاح و تغلّب و امثال ذلك . و هركس را كه دوست دارند از براى آن دوست دارند كه وسيله بلوغ به يكى از اين حظوظ باشد ، و هيچكس نباشد كه لِذاته ديدار او حظّ ايشان باشد .
و هيهات ! ايشان كجا شايسته محبّت انسان باشند كه او مخلوق على