و چالاكى ؟ كجا شد آن فَرّ و فرزانگى ؟ كجا شد آن دست و آن دستگاه ؟
مال پايمال گشت و جاه ، چاه شد . اكنون باز بستهء كردار خويش است .
« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ » .
« 1 » اگر كردارش صالح است او را در اين چاه ، عينالحياتى گشايند كه قبر را بر او روضهاى سازد از روضههاى بهشت . آرى ؛ هر كسى آن دِرَوَد عاقبت كار كه كشت .
عبرت از مرگ ديگران
اى بازماندگان ! و همهء بشر بازمانده يكديگريد « 2 » ، از مرگ يكديگر عبرت گيريد و باز وقت خود افتيد پيش از آن كه بميريد . چند اسبِ امل در زين كرده به اقدام اوهام اين سوى و آن سوى تازيد ، بدين پاى به جائى نتوان رسيد . امّا از پس تك و تاز مانده شديد و بدان راه كه بايد رفت نرفتيد و از آن كار كه بايد كرد بازمانديد ، مايه از دست داده و سود به چنگ نياورده ؛ نام اين ديوانگى است نه هوشيارى . اللَّه تعالى از اين مستى ، هشيارى و از اين خواب ، بيدارى كرامت كناد پيش از آن كه خواب گران مرگ در رسد و بى خوابىِ عذاب سايه بر سر افكند و فتنهء
« وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ما هُوَ بِمَيِّتٍ »
« 3 » - والعياذ باللَّه - روى نمايد .
موت اختيارى
و طريق خلاص از آن فتنه ، فانى شدن است در جلال خداى و سبقت گرفتن بر موت اضطرارى به موت اختيارى . عهد نابودِ
« هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً »
« 4 » ياد كردن و از اين وجود چند روزه كه ثوب مستعار است باز نگفتن و از آن در نخوردن ،
هامش
( 1 ) . اى انسان ! تو با تلاش و رنج بسوى پروردگارت مىروى و او را ملاقات خواهى كرد . سورهء انشقاق ، آيهء 6 .
( 2 ) . م 4278 : بازماندهء يكديگرند .
( 3 ) . و مرگ از هرجا به سراغ او مىآيد ؛ ولى با اين همه نمىميرد . سورهء ابراهيم ، آيهء 17 .
( 4 ) . آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود ؟ ! سورهء انسان ، آيهء 1 .