* * *
پنجم - معانى لغات
آئين - رسم و عادت ، آرايش ، زيب و زينت ، دستور ، روش .
ابرار - نيكان .
ابناء - فرزندان .
ابناء جنس - همنوعان .
ابداع - آفريدن ، ايجاد .
ابدال - مردمان شريف ، در اصطلاح عرفا اولياء اللّه .
ابطال - پهلوانان .
اثمار - ميوهها .
اجرام - جرمها ، كالبدها ، كنايه از ستارگان .
اديم - چرم دباغى شده ، وظيفه و مستمرى ، سفرهى چرمين .
ارامل - مستمندان .
اسطرلاب - آلتى است پهن و مدور كه بيشتر از برنج سازند و بدان ارتفاع آفتاب و ستارگان گيرند .
استقصاء - پژوهش عميق .
استطلاع - كسب اطلاع ، آگاهى جستن .
اشاعت - رواج دادن .
اعتاق - آزاد كردن بنده .
آكندن - پر كردن ،
الحاح - اصرار و پافشارى كردن .
اليم - دردناك .
التجا - پناه بردن .
امل - آرزو .
ايقان - بيقين دانستن .
بطال . كسى كه بسيار بر باطل است .
بعث - بر انگيختن .
بيختن - غربال كردن .
تأويل - بر گرداندن تفسير و توجيه .
تبرى - بيزارى جستن و بر كنار شدن .
تشنيع - زشت گردانيدن .
تقبيج - زشت شمردن .
تلميذ - شاگرد .
تمهيد - گستردن و آماده كردن .
تمتع - برخوردارى .
حريت - آزادگى .
حطام - ريزهى كاه ، كنايه از مال