در حدود هيجدهمين مرحلهى گانى خود بمعالجهى امير نوح بن منصور سامانى كه به سختى بيمار شده بود پرداخت و در آن امر توفيق يافت و نزد وى منزلت و تقرب بسيار حاصل كرد و در ازاى اين خدمت از امير درخواست كرد كه او را اجازه دهد تا از كتابخانهى بزرگ سلطنتى استفاده نمايد و نوح بن منصور موافقت كرد و چندى نگذشت كه كتابخانه طعمهى حريق گرديد .
بعضى ميگويند ابن سينا شخصا اقدام به آتش زدن كتابخانه نموده است تا كسى بعد از وى بر كتبى كه وى مطالعه نموده بود ، دست نيابد .
پس از وفات امير نوح بن منصور و انقواض دولت سامانى ، ابن سينا بخوارزم سفر كرد و نزديك به ده سال در آن ديار زيست نمود و بتحقيق و تأليف پرداخت .
پس از آن مدتى در تركستان و خراسان سرگران بود تا بالاخره در گرگان رحل اقامت افكند و بمعالجه بيماران پرداخت .
چندى بعد برى رفت و مجد الدوله ديلمى را كه ببيمارى ماليخوليا دچار بود معالجه كرد و ضمنا رسالهى معاد را براى وى نوشت ، و بعد از آن ديار بهمدان نزد شمس الدوله برادر مجد - الدوله سفر كرد و مرض قولنج وى را درمان بخشيد و بوزارت آن امير نايل آمد و مدت شش سال در اين مقام باقى بود و سپس از وزارت معزول گرديد و مدتى در توارى و انزوا گذرانيد تا اينكه در اواخر عمر بوزارت علاء الدوله پسر كاكويه رسيد و نيز سمت مشاور علمى و ادبى و طبيب مخصوص وى را يافت ، و در اين مدت در روزهاى مخصوص در مجمعى متشكل از دانشمندان كه بامر علاء الدوله گرد ميآمدند حاضر ميگشت و با ايشان بمباحثات علمى و فلسفى ميپرداخت ، پس از چندى در سفرى كه همراه علاء الدوله بهمدان رفت به مرض قولنج مبتلا گرديد و به علت همين بيمارى در حدود سال 428 هجرى قمرى در آنشهر بدرود حيات گفت و به خاك سپرده گرديد .
بر سنگ قبر اين حكيم بزرگ ايرانى
كليات اشعار و آثار فارسى شيخ بهاء الدين محمد العاملي ( فارسى ) — صفحة 303
مساهمون: الشيخ البهائي العاملي
ص٣٠٣