* * *
افكار و عقايد و ميزان دانش
در باب افكار و عقايد شيخ فراوان سخن گفتهاند ، بعضى ويرا پيرو اهل سنت شمردهاند ، و بسيارى يك شيعى با ايمانش گفتهاند و عدهيى نيز عقيده دارند كه شيخ دانشمندى صوفىمنش بوده و ميل بسياحت و زندگانى درويشى داشته است .
صاحب منتخب التواريخ ميگويد :
مدتى در شام بود و اظهار ميداشتند مذهب شافعيه دارد .
صاحب خلاصة الاثر گويد :
شيخ ابو الوفا عرضى ميگويد كه در زمان سلطنت سلطان مراد بن سليم ، شيخ بهائى پنهانى بحلب آمد و بقيافه درويشان بود و در محضر پدرم شيخ عمر حاضر مىشد و پدرم دانست كه وى رافضى و شيعى است ، پس بهائى از يك بازرگان ايرانى خواهش كرد كه مجلسى بر پا سازد و پدرم را با او آشنا نمايد ، و در آن مجلس گفت كه من پيرو سنتم و صحابه را دوست دارم ليكن چكنم كه پادشاه ما شيعه است و سنيان را بقتل مىرساند و وى پارهيى از تفسيرى به نام عباس مىنوشت و چون بديار اهل سنت رسيد مقدمهى آن را بنام سلطان مراد كرد .
صاحب روضات الجنات ميگويد :
برخى گفتهاند كه وى از اهل سنت و جماعت بوده و تقيه مىكرده است و نيز گويند كتاب جامع عباسى را از آن نوشت كه از تهمت صوفى بودن رهائى جويد و در جاى ديگر از قول سيد عز الدين حسين بن سيد حيدر كركى عاملى كه از شاگردان شيخ بوده است گويد :