و بيان احساساتى كه در معنى و باطن به هم پيوستهاند و به صورت اندرز جلوهگر مىشوند به تقريب باز نماى نظريهء اخلاقى عمومى واحدى هستند كه تا حدى راه پيشرفت به سوى مذهب و تعليمات اخلاقى منتظم را نشان مىدهند . ظفرنامه اصلا يك تأليف ادبى تعليمى است كه از ملاحظات دينى و انديشههاى حكمتآميز و نوادر و سخنان و محاورات سادهء عارف و عامى به وجود آمده و هنر بزرگ نهفتهء آن تركيب آن اجزا و سازگار ساختن نسبى آنهاست ؛ تركيبى كه از حيث ارائهء دستورهاى اخلاقى مربوط به تدبير و ادارهء امور شخصى و خانوادگى و اجتماعى در خور دقت است و اجزاى آن بيشتر راجع به كارها و مسائل حكمت عملى مورد علاقه و توجه همگان است ؛ اين محاورهء اخلاقى اگر از جنبهء غير منتظم بودن آن بگذريم از جهت صورت بىشباهت به بعضى از پند و اندرزها و گفت و گوى اخلاقى قدما « 1 » نيست .
جنبهء دينى اين رساله نسبتا ضعيف است و افكار زهد و پارسايى و آثار رفض « 2 » شهوات و گزيدن آن جهان و دست بازداشتن از اين « 3 » و مجاهدهء نفس براى سلامت روحانى و بدبينى و تلخكامى « 4 » جز در چند
هامش
( 1 ) . مثلا ؛ محاوراتLesEntretiensاپيگتتوس ، فيلسوف رواقى . ( دربارهء اين محاورات رش : كروازت ، تاريخ ادبيات يونان ؛ ج 5 ص 457 ) و نيز دستورهاى پلوتارخس راجع به خانواده ( همان جا . ج 5 ص 512 ) .
( 2 ) . رش : ص 17 .
( 3 ) . ص 8 و 11 و 17 .
( 4 ) . رش : ظفرنامه ؛ ص 6 : تندرستى و راستى و شادى و دوست مخلص را كس به جمله نيافته است . و نيز ص 11 .