ترجمه شده است . يك كتاب ظفرنامه يافت مىشود كه شامل كلمات بزرگمهر است و ش . شفر « 1 » آن را در مجلد اول كتاب خود موسوم به « قطعات منتخبهء فارسى » « 2 » طبع كرده و تصور كرده است اين همان كتابى است كه حاج خليفه « 3 » به آن اشارت نموده است .
« اين تصور به گمان من به اين دليل قابل ترديد است كه ظفرنامهاى كه شفر طبع نموده ، كتاب حكم و مواعظ است كه چنان كه از مقدمهء آن مستفاد مىشود بزرجمهر بر فرمان خسرو انوشيروان تدوين نموده كه پس از پسنديدن ، فرمان داده است آن را به زر نويسند .
« اين كتاب ترجمهء پندنامك پهلوى نيست ، بلكه كتابى است اصلاح شده كه از مأخذ اصلى چنان دور افتاده كه به زحمت چهار سؤال و جواب آن با يكديگر تطبيق مىكند .
« به جاى گفت و شنود و مكالمات به هم پيوسته ، ولى قدرى مشوش كه در پندنامك يافت مىشود ؛ ظفرنامه شامل يك سلسله سؤال و جوابهاى مجزايى است كه داراى هيچ رابطهء منطقى نمىباشند . علاوه بر اين ، چنان كه قبلا ديديم فردوسى در كتاب شاهنامه قسمتى از پندنامك را نقل نموده هر چند كه قطعا اصلاحاتى در آن شده ، مع هذا با اين كه به زبان شعر است ، نكات مهم مأخذ اصلى را حتى در ترتيب مواد كاملا
هامش
( 1 ) .Ch . Chefer( 2 ) .Chrestomatie Persane( 3 ) . شفر ( مقدمهء صفحهء 3 و ما بعد ) تصور مىكند كه مترجم ، همان فيلسوف معروف ، ابن سينا ( اويسن ) يا پدر او كه در دربار سامانيان خازن بوده است مىباشد .