از شنيدنيها اينكه : خليفهء وقت ، به سيّد بن طاوس رحمة اللَّه پيشنهاد كرد كه « مقام قضاوت را بپذير » او در پاسخ گفت : « پنجاه سال است در وجود من بين عقل و هواى نفس ، نزاع و كشمكش است ، و آن دو مرا قاضى قرار دادهاند ، عقل مىگويد : مىخواهم تو را به بهشت و نعمتهاى هميشگى آن برسانم ، هواى نفس مىگويد اين نقد بگير و دست از آن نسيه بردار ، در اين مدّت گاهى به نفع عقل گاهى به نفع هواى نفس اقدام مىكنم ، من كه در مدّت پنجاه سال هنوز نتوانستهام دعواى عقل و هواى نفس را پايان دهم ، چگونه عهدهدار قضاوت بين دعواهاى مختلف مردم شوم » او بر همين اساس اين مسئوليّت خطير را نپذيرفت « 1 » از ويژگيهاى معنوى سيّد بن طاوس رحمة اللَّه اينكه : كفن خود را مهيّا كرده و به مكه رفت و آن را لباس احرام خود قرار داد ، در مكّه آن را بر روى كعبه و حجر الاسود پهن كرد ، و آن را در كنار مرقد مطهّر رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم و ائمّه بقيع عليهما السّلام و امير مؤمنان على عليه السّلام ( در نجف ) و امام حسين عليه السّلام ( در كربلا ) و امام كاظم عليه السّلام و امام جواد عليه السلام ( در كاظمين ) و امام هادى و امام حسن عسكرى عليهما السّلام و ( در سرداب سامرّا ) ، متبرّك نمود ، و آن را وسيلهء شفاعت ايشان و نجات از فزع روز قيامت قرار داد .
چون نگاه به كفن استحباب دارد ، گهگاه آن را باز مىكرد به آن مىنگريست ، قبرش را در نجف اشرف مهيّا نمود ، و مىفرمود : « طبق روايات ، جناب عثمان بن سعيد رحمة اللَّه و پسرش محمّد بن عثمان ( نايب خاص اوّل و دوم امام زمان عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف ) قبر خود را در ايّام زندگيشان مهيّا كرده بودند ، من نيز در جوار جدّم امير مؤمنان على عليه السّلام دستور دادم
هامش
( 1 ) . زهر الرّبيع .