80 - باب استحباب شوخى و خندهء كم
1 - « 1 » معمّر بن خلّاد گويد : به ابو الحسن امام كاظم ( ع ) عرض كردم فدايت شوم عدّهاى با هم هستند و شوخى مىكنند و مىخندند ، امام فرمود : اشكال ندارد اگر در آن نباشد ؛ فهميدم منظور امام اين است كه در آن شوخى ، فحش و هرزه گويى نباشد . سپس فرمود : عرب صحرانشينى هديهاى براى پيامبر ( ص ) آورد ، و به پيامبر ( ص ) عرض كرد : پول هديهء مرا بدهيد ، رسول خدا ( ص ) خنديد ، و هنگامى كه غمگين مىشد مىفرمود : آن عرب چه شد ؟ اى كاش به نزد ما مىآمد .
2 - « 2 » ابو الحسن اول امام موسى كاظم ( ع ) فرمود : يحيى بن زكريّا گريه مىكرد و نمىخنديد ، امّا عيسى بن مريم مىخنديد و گريه هم مىكرد و عمل حضرت عيسى ( ع ) بهتر از عمل حضرت يحيى ( ع ) بود .
3 - « 3 » فضل بن ابى قرّة گويد : امام صادق ( ع ) فرمود : هر مؤمنى داراى دعابه است ، پرسيدم دعابه چيست ؟ فرمود : شوخى .
4 - « 4 » يونس بن شيبانى گويد : امام صادق ( ع ) سؤال كرد : چگونه است وضع شوخى كردن شما مؤمنين با يك ديگر ؟ عرض كردم كم است فرمود : شوخى را ترك نكنيد زيرا شوخى نشانهء خوش خلقى است ، و بدين وسيله برادرت را خوشحال مىكنى ، رسول خدا ( ص ) با مردم شوخى مىكرد و مىخواست آنها را خوشحال كند .
5 - « 5 » عبد اللَّه بن محمّد جعفى گويد : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه مىفرمود :
هامش
( 1 ) ( باب 80 : ) اصول كافى ، ص 622 ( باب الدعابة و الضّحك ) .
( 2 ) اصول كافى ، ص 622 ( باب الدعابة و الضّحك ) .
( 3 ) اصول كافى ، ص 622 ( باب الدعابة و الضّحك ) .
( 4 ) اصول كافى ، ص 622 ( باب الدعابة و الضّحك ) .
( 5 ) اصول كافى ، ص 622 ( باب الدعابة و الضّحك ) .