2 - « 2 » حكم بن عيينه گويد : روزى در خدمت امام باقر ( ع ) بودم و خانه پر از جمعيّت بود كه پيرمردى آمد و بر در خانه ايستاد و گفت : « السّلام عليك يا ابن رسول اللَّه و رحمة اللَّه و بركاته » ( اى پسر رسول خدا سلام و رحمت خدا و بركات او بر تو باد ) و ساكت شد . امام باقر ( ع ) فرمود :
« و عليك السّلام و رحمة اللَّه و بركاته »
. سپس به مردم سلام كرد و همه جواب سلام او را دادند .
3 - « 3 » ابو كهمش گويد : به امام صادق ( ع ) عرض كردم عبد الله بن ابى يعفور شما را سلام رساند ، امام فرمود :
« و عليك و عليه السّلام »
( بر تو و بر او سلام باد ) ، هر گاه عبد اللَّه را ديدى به او سلام برسان .
4 - « 4 » امام محمد باقر ( ع ) فرمود : فرشتهاى از خدا درخواست كرد كه قدرت شنوايى دعاى بندگان خويش را به او ببخشد ، خدا دعاى وى را مستجاب كرد و از آن زمان هر مؤمنى كه مىگويد :
« صلى اللَّه على محمّد و آله و سلّم »
( درود و سلام خدا بر محمّد و آل او ) ، آن فرشته در پاسخ مىگويد :
« و عليك السّلام »
سپس آن فرشته به پيامبر ( ص ) عرض مىكند فلانى بر شما درود فرستاد ، رسول خدا در جواب مىفرمايد « و درود بر او باد » .
5 - « 5 » امام باقر ( ع ) فرمود : روزى حضرت على ( ع ) در رحبة ( محلهاى در كوفه ) نشسته بود و مردم دور او جمع بودند كه مردى بلند شد و گفت : « السلام عليك يا امير المؤمنين و رحمة اللَّه و بركاته » ( سلام و رحمت و بركات خدا بر تو اى پيشواى مؤمنان ) حضرت به او نگاه كرد و فرمود :
« و عليك السّلام و رحمة اللَّه و بركاته »
، تو كيستى ؟ آن مرد خود را معرّفى كرد سپس سؤالات خود را مطرح كرد كه از جملهء آنها ده سؤال بود كه هر كدام از ديگرى دشوارتر بود .
هامش
( 2 ) روضهء كافى ، ص 76 .
( 3 ) اصول كافى ، ص 360 .
( 4 ) مجالس صدوق ، ص 67 .
( 5 ) خصال صدوق ، ج 2 ، ص 56 .