24 - باب جواز مشورت كردن با كسى كه مرتبهء او پايينتر است
1 - معمّر بن خلّاد گويد : يكى از غلامان امام رضا ( ع ) به نام سعد وفات يافت ؛ امام به معمّر فرمود : شخصى با فضيلت و امانتدار به من معرّفى كن ، در پاسخ گفتم : من كسى را به شما معرّفى كنم ؟ حضرت با حالت شبيه شخص غضبناكى فرمود : پيامبر خدا با يارانش مشورت مىكرد و بعد در بارهء آنچه كه مىخواست تصميم مىگرفت .
2 - « 2 » فضيل بن يسار گويد : امام صادق ( ع ) در بارهء كارى با من مشورت كرد ، به امام گفتم : خدا شما را يارى دهد ، كسى مانند من مشاور شما باشد ؟ امام فرمود : آرى هر زمانى كه با تو مشورت كنم .
3 - « 3 » حسن بن جهم گويد : جمعى در خدمت امام رضا ( ع ) بوديم . ايشان يادى از پدر بزرگوارش نمود و فرمود : هيچ عقلى با عقل او برابرى نمىكرد ، در عين حال در بسيارى اوقات با يكى از غلامان سياه پوست خود مشورت مىكرد ، به آن حضرت گفته شد آيا با چنين كسى مشورت مىفرمايى ؟ در پاسخ فرمود : چه بسا خداى تبارك و تعالى مشكل را به زبان چنين شخصى بر طرف كند ، بسيارى اوقات در بارهء مزرعه يا باغ آن حضرت را راهنمائى مىكردند و آن حضرت به آن عمل مىفرمود .
4 - « 4 » سيّد رضى ( در نهج البلاغه ) از حضرت علىّ ( ع ) نقل كرده است كه عبد اللَّه بن عبّاس نظر خود را به عنوان يك مشاور براى امام على ( ع ) بيان كرد ، امّا
هامش
( 2 ) ( باب 24 : ) محاسن برقى ، ص 601 .
( 3 ) محاسن برقى ، ص 602 .
( 4 ) نهج البلاغه ، قسمت دوم ، ص 221 .