كوشش نمايد ، سپس گفت اى عمّ بزرگوار مرا نصيحت بفرما ، حضرت مجددا فرمود : سفارشت مىكنم به اين كه در ريختن خون من از خدا پروا داشته باشى ، راوى گويد : آنگاه حضرت كيسهء پولى را كه در آن صد و پنجاه دينار بود به وى داد ، محمد آن را گرفت ، سپس حضرت كيسه ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود . محمد آن را نيز گرفت ، براى سوّمين بار كيسهء ديگرى را كه صد و پنجاه دينار داشت به او عطا فرمود ، سپس هزار و پانصد درهم را كه نزد محمد بود نيز به او بخشيد . راوى گويد : عرض كردم پول زيادى به او بخشيدى ، حضرت فرمود : اينها مطمئنترين دليل و حجّت من باشد بر او وقتى كه او از من قطع رحم كند و من نسبت به او صلهء رحم كنم . آنگاه راوى مىگويد : محمد پيش هارون الرشيد از عمويش موسى بن جعفر ( ع ) سعايت كرد كه وى ادعاى خلافت دارد ، برايش خراج مىرسد ، هارون دستور داد صد هزار درهم به محمد بدهند و او در همان شب درگذشت . كلينى عين همين روايت را نقل كرده با اين تفاوت گفته است در آن كيسه صد دينار و در آخر روايت گفته است كه در كيسه سه هزار درهم بوده است .
114 - باب استحباب فروخوردن خشم
1 - « 1 » امام صادق ( ع ) فرمود : چه خوب جرعهاى است خشم براى كسى كه بر آن صبر كند ، زيرا پاداش بزرگ در برابر بلاى بزرگ است ، چون خداوند هر گروهى را كه دوست دارد گرفتارشان مىكند .
2 - « 2 » امام سجّاد ( ع ) فرمود : دوست ندارم كه به جاى نرمخويى و فروتنى شتران سرخ مويى داشته باشم ، و هيچ جرعهاى نياشاميدم كه برايم محبوبتر باشد از جرعهء
هامش
( 1 ) ( باب 114 : ) اصول كافى ، ص 362 و 363 ( باب كظم الغيظ )
( 2 ) اصول كافى ، ص 362 و 363 ( باب كظم الغيظ )