عمّار در عصر امامت
1 . در نبرد جمل : با آغاز خلافت امير مؤمنان ( ع ) ، در جنگ جمل فرماندهى ميسره سپاه را به همراه شريح بن هانى عهدهدار شد و به جهت سخن پيامبر ( ص ) مبنى بر اينكه عمار به دست گروه ستمگر به شهادت مىرسد ، وجودش در سپاه امام على ( ع ) ميزان تشخيص حق و باطل در نزد سپاه گرديد و افرادى همچون زبير را در ادامه جنگ به ترديد انداخت . « 1 »
در اين جنگ ، خطرناكترين مأموريت يعنى مقابله با فداييان عايشه در كنار شتر او و پى كردن شتر عايشه به عمّار و مالك واگذار شد . اين دو دلاور ، دو پاى شتر و بازوى او را قطع كردند و شتر به زمين افتاد و در نتيجه باقيمانده نيروهاى باطل پراكنده و فرارى شدند و فتنهء جمل پايان يافت . « 2 »
2 . در پيكار صفين : حضرت امير ( ع ) ، در آرايش نظامى خود در صفّين ، عمار را فرمانده نيروهاى پياده نظام اعزامى از كوفه قرار داد . « 3 » ايمان به هدف در عمّار ، بحدّى بود كه ميان نيروهاى اسلام آمد و گفت :
خدايا . . . من اكنون كارى را نمىشناسم كه بيش از جهاد و جنگ با اين فاسقان مورد رضاى تو باشد ، اگر مىدانستم كارى بيش از اين مورد رضاى توست بىشك آن را انجام مىدادم . « 4 »
عمار در صفين ، علاوه بر رزم بىامان با دشمن ، سخنان ارزندهاى به مناسبتهاى مختلف ايراد كرد . جنگ روانى عليه دشمن به هنگام نبرد با عمروعاص و عبيداللَّه بن عمر و يادآورى خيانت آنها به اسلام « 5 » ، تشويق و تشجيع نيروهاى امام از جمله تشويق هاشم مرقال با دميدن روح جنگاورى در آنان و ذكر پاداش جهاد ، « 6 » توجيه نيروهاى خودى در بارور كردن ايمان به هدف در جنگ ، رسوا كردن معاويه در اينكه او قلباً اسلام نياورده « 7 » و توجيه نيروهاى مسألهدار و دو
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 510 .
( 2 ) . مناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 3 ، ص 161 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 10 .
( 4 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 38 ؛ بحارالانوار ، ج 22 ، ص 330 .
( 5 ) . تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 40 - 39 ؛ وقعهء صفين ، ص 320 .
( 6 ) . وقعهء صفين ، ص 328 - 340 .
( 7 ) . همان مدرك ، ص 214 .