ابوهريره گفت : آرى ، به خدايى كه معبودى جز او نيست ، از پيامبر صلى اللَّه عليه وآله شنيدم كه مىگفت :
من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهمّ وال من والاه ، وعاد من عاداه ؛
هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست ، خدايا ! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن بدار ؟
آن جوان به او گفت : به خدا سوگند كه تو با دشمنان على ، دوستى و با دوستان على ، دشمنى كردهاى .
در اين هنگام ابوهريره از مسجد بيرون رفت و تا هنگام خروج از كوفه به مسجد بازنگشت . « 1 » شيخ حرّ عاملى رحمه اللَّه روايت ديگرى را در اين زمينه به نقل از احمد بن على طبرسى به سند خود از محمّد و يحيى - فرزندان عبداللَّه بن حسن - از پدرشان ، از حضرت على عليه السلام در ضمن حديثى چنين نقل مىكند :
ابىّ بن كعب به هنگام سخنرانى ابوبكر به او گفت : مگر نمىدانيد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه وآله در جايى براى ما سخنرانى كرد و على را به
هامش
( 1 ) . إثبات الهداة : 2 / 178