آن گاه پيامبر صلى اللَّه عليه وآله دست حضرت على عليه السلام را گرفت و فرمود :
من كنت مولاه فعلي مولاه ، اللهمّ وال من والاه ، وعاد من عاداه ، وانصر من نصره ، واخذل من خذله ؛ فإنّه منّي وأنا منه .
وهو منّي بمنزلة هارون من موسى إلّاأنّه لا نبي بعدي ؛ « 1 »
هر كه من مولاى او هستم ، على مولاى اوست ، خدايا ! دوستداران او را دوست و دشمنانش را دشمن دار . هر كه او را يارى كند ياريش كن و هر كه او را تنها گذارد ، تنهايش گذار ؛ زيرا او از من است و من از او و او براى من همانند هارون براى موسى است مگر اين كه بعد از من هيچ پيامبرى نخواهد بود .
شگفتا از مصائب على
عليه السلام
عياشى رحمه اللَّه حديث ديگرى را از عمر بن يزيد نقل مىكند . وى مىگويد : امام صادق عليه السلام سر سخن را باز كرد و فرمود :
اى اباحفص ! شگفتا از مصائب على بن ابى طالب عليهما السلام كه ده هزار شاهد داشت ، امّا نتوانست حقّ خود را بگيرد و حال آن كه دو شاهد براى گرفتن حق ، كافى است .
هامش
( 1 ) . تفسير العياشى : 1 / 332 و به نقل از آن : بحار الأنوار : 37 / 140