دربارهء حديث غدير و دلالت آن بر امامت و ولايت برتر مىانگاريم و معتقديم كه علم كلام موجب تفرقهء بين مسلمانان است - آن گونه كه آقاى شيخ محمّد مهدى شمس الدين بيان كرد - و گويا كه بزرگان شيعه و اهل سنّت ، زندگى خود را در مباحثى كه هيچ ثمرى نداشته گذرانده و همچنان مىگذرانند ؛ چرا به خدا و رسولش مراجعه نمىكنيم تا راه وحدت ميان مسلمانان را از كتاب و سنت اخذ كنيم با آن كه خداى سبحان در هر امر مورد اختلافى به رجوع به اين دو فرمان داده و فرموده است كه :
« فَإِنْ تَنازَعْتُمْ في شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » ؛ « 1 »
پس هر گاه در امرى نزاع داشتيد ، آن را به خدا و پيامبر او باز گردانيد .
و آن گاه دربارهء آن چه از آن حضرت رسيده فرموده :
« وَما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا » ؛ « 2 »
و آن چه را پيامبر براى شما آورده بگيريد و از آن چه شما را باز داشته ، خوددارى كنيد .
آرى ، رسول اللَّه راه را نشان دادهاند و به امت وصيت فرمودهاند .
حديثى داريم كه همگى آن را روايت مىكنيم ؛ امّا چه خوب است
هامش
( 1 ) . سورهء نساء : آيهء 59 .
( 2 ) . سورهء حشر : آيهء 7 .