و روزهء يوم الشّك « 1 » را هم مأموريم بگيريم و هم از روزهدارى آن روز نهى شدهايم : مأموريم به عنوان آخر شعبان روزه بگيريم و منع شدهايم به اين ترتيب كه كسى در روزى كه همهء مردم آن روز را شك دارند و نمىدانند آخر شعبان است يا اول رمضان ، او تنها به نيّت رمضان روزه بگيرد . . . »
( 1 ) زهرى رو به امام عليه السّلام كرد و عرض كرد : « فدايت شوم ، اگر نخواهد از ماه شعبان روزه بگيرد ، چه كند ؟ امام عليه السّلام فرمود :
« شبى را كه شك دارد بايد به نيّت شب شعبان روزه بگيرد ؛ اگر از ماه رمضان باشد كفايت مىكند و اگر شب آخر شعبان نيز باشد ضررى ندارد . »
زهرى اشكال كرد و پرسيد : « چگونه روزهء داوطلبى جاى روزهء واجب را مىگيرد ؟ » امام عليه السّلام پاسخ داد :
« اگر كسى يك روز از ماه رمضان را با اين كه توجه نداشت و نمىدانست از ماه رمضان است ، داوطلبانه روزه بگيرد و بعدها بداند كه ماه رمضان بوده است كفايت مىكند ، زيرا كه وجوب به آن روز معيّن واقع شده است . »
( 2 ) سپس امام عليه السّلام دوباره به بيان اقسام روزه برگشت و فرمود :
« و روزهء وصال « 2 » ( شبانه روزى ) حرام است و روزهء سكوت « 3 » حرام است و
هامش
( 1 ) يوم الشّك اگر نيت كند كه آن روز از ماه رمضان است ، روزه داشتنش حرام است .
( 2 ) روزهء وصال ، آن است كه تمام شبانهروز پيوسته روزهدار باشد كه حرمت آن حرمت تشريعى است .
( 3 ) روزهء سكوت ، آن است كه انسان از سخن گفتن خوددارى مىكند ، در شريعتهاى پيشين سخن گفتن بر روزهدار حرام بوده است همان طورى كه قرآن كريم در داستان حضرت مريم آن را اعلام داشته و مىگويد : « انّى نذرت للرّحمن صوما فلن أكلّم اليوم انسيّا » جز اين كه در شريعت مقدس اسلام اين نوع روزه نسخ شده است .