مسلمانان و در رأس همه ، با گل بوستان رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - و نوادهء آن حضرت ، امام حسن عليه السّلام پيمانشكنى كرد ؛ او را ولى عهد خويش قرار داد ولى بعدا عهد خود را شكست و زهر كشندهاى فراهم كرده و به دست كارگزار خود مروان بن حكم داد كه همسر امام ( ع ) ؛ جعده دختر اشعث را وادار كرد تا آن زهر را به شوهرش امام حسن عليه السّلام خوراند و نوادهء پيامبر ( ص ) پس از خوردن آن زهر ، طولى نكشيد كه به لقاء اللّه پيوست .
اين بود برخى از صفات معاويه و تأكيد مىكنيم كه وى به هيچ صفت ارزنده و هيچ خصلت خوبى متصف نبود .
( 1 )
صفات انتسابى
معاويه را به زيركى ، حلم و حسن سياست توصيف كردهاند و اينها صفات انتسابى است كه جيرهخواران خودفروخته و وعّاظ السّلاطين به وى نسبت دادهاند و امام زين العابدين عليه السّلام اين ادّعاها را رد كرد ، وقتى كه سخن نافع بن جبير دربارهء معاويه را شنيد كه او بردبار بود و از روى علم سخن مىگفت ، در رد اين گفتهها فرمود :
« دروغ مىگويد ، بلكه سكوتش معلول ناتوانى و سخنش گزافهگويى بود . » « 1 »
پس اگر او ذرهاى حلم و بردبارى داشت ، صحابى بزرگ حجر بن عدى و همراهان با ايمانش را كه از پيشاهنگان شهادت در اسلامند ، به قتل نمىرساند و اگر داراى صفت حلم بود صحابى جليل القدر عمر بن حمق خزاعى را نمىكشت و اگر او اندكى حلم و حسن سياست و تدبير داشت پسر مىگسارش يزيد را بر مسلمانان ، به عنوان پادشاه ، تحميل نمىكرد تا آنان را گرفتار بلايا و بدبختيها كند .
هامش
( 1 ) اعيان الشّيعه : 5 / 26 .