( 1 )
108 - عامر بن وائله
عامر بن وائله كنانى مكنّى به ابو طفيل ، شيخ او را از اصحاب امام زين العابدين عليه السّلام شمرده و اضافه مىكند كه وى از خواصّ اصحاب امام امير المؤمنين عليه السّلام بوده است « 1 » عامر شاعرى خوشقريحه بوده و از اشعار اوست :
و يدعونني شيخا و قد عشت حقبة * و هن من الأزواج نحوي نوازع
و ما شاب رأسي من سنين تتابعت * علي و لكن شيبتني الوقائع
- او مرا پيرمرد مىخواند در حالى كه من مدت كوتاهى است كه زندگى مىكنم و آنان از همسران منند كه با من در ستيزند .
موهاى سرم از گذشت سالها سفيد نشده است ، بلكه حوادث و وقايع روزگار مرا پير كرده است . . .
عامر به همراه مختار براى خونخواهى سيد الشّهداء عليه السّلام قيام كرد ، و همواره مىگفت : از هفتاد تن جز من كسى نمانده و اين شعر را مىخواند :
و بقيت سهما في الكنانة واحدا * سيرمى به او يكسر السهم كاسره
من به عنوان يك تير در قبيلهء كنانه باقى ماندهام ، و آن هم به زودى به سمت دشمن پرتاب خواهد شد و يا آن كه خود خواهد شكست .
و پيوسته اين شعر را مىخواند :
و انّ لاهل الحق لا بد دولة * على النّاس إيّاها أرجّى و ارقب
و بيقين پيروان حق ناگزير ، بر مردم حكومت خواهند كرد و من اميدوار و منتظر آن هستم .
امام صادق عليه السّلام پيوسته به اين شعر استشهاد مىكرد و مىگفت :
« به خدا سوگند كه من از آن كسانى هستم كه مردم اميدوارند و انتظار مىكشند . . . »
هامش
( 1 ) رجال طوسى .