بگويد : دربارهء ثقلين پس از من چه كرديد ؟ چه خواهى گفت ؟ » ابن ذر آماده شد و چنين گفت :
« اما ثقل اكبر - يعنى قرآن - را پاره پاره كرديم و اما ثقل اصغر - يعنى عترت طاهره - را كشتيم . »
امام ابو جعفر فرمود :
« يا بن ذر آيا با وجود اين حديث پيامبر را باور دارى ؟ نه به خدا سوگند ، روز قيامت قدمى بر نخواهى داشت مگر اين كه از سه چيز مىپرسند : از عمر ، كه در چه راهى گذراندهاى و از مال و ثروت كه از كجا به دست آوردهاى و در چه راهى صرف كردهاى و از محبت ما اهل بيت مؤاخذه مىشوى . »
( 1 ) آن گروه از سراى امام عليه السلام بيرون شدند ، و امام به غلامش دستور داد تا در پى ايشان برود و ببيند چه مىگويند ؛ غلام رفت و برگشت و به امام عليه السلام عرض كرد : شنيدم كه به ابن ذر مىگفتند : براى اين مطالب به همراه تو آمديم ؟ گفت :
واى بر شما ساكت باشيد و به آنچه مىگويم گوش فرا دهيد : مردى كه معتقد است خداوند از ولايت ايشان مىپرسد با وجود اين چگونه ممكن است از چنين كسى كه حد سفره انداختن و حد ظرف آبخورى را مىداند ، من چيزى بپرسم ؟ . « 1 »
( 2 )
29 - ثوير بن يزيد
ثوير بن يزيد شامى ، شيخ او را از جمله اصحاب امام على بن حسين عليهما السلام شمرده است . « 2 » وى از خالد بن سعدان روايت كرده و عبد الرحمن بن
هامش
( 1 ) حياة الامام الباقر : 2 / 223 - 225 .
( 2 ) رجال طوسى .