بين مىبرد و حقش را ضايع مىسازد .
( 1 )
39 - حق كسى كه با تو مشورت مىكند
« و أما حق المستشير ، فإن حضرك له وجه رأي ، جهدت له في النصيحة ، و أشرت عليه بما تعلم أنك لو كنت مكانه عملت به ، و ذلك ليكن منك في رحمة ولين ، فإن اللين يؤنس الوحشة ، و إن الغلظ يوحش موضع الأنس ، و إن لم يحضرك له رأي ، و عرفت له من تثق برأيه ، و ترضى به لنفسك دللته عليه ، و أرشدته إليه لم تأله خيرا ، و لم تدخره نصحا ، و لا حول و لا قوة إلا باللّه . . . »
« اما حق كسى كه با تو مشورت مىكند ، آن است كه اگر به نظرت چيزى مىرسد ، در خيرخواهى او بكوشى و آنچه مىدانى بگويى ، زيرا كه اگر تو به جاى او بودى خودت اين كار را مىكردى و اين كار بايد از روى محبّت و نرمش باشد چون نرمش باعث رفع وحشت و درشتى موجب تبديل انس به ترس و نگرانى مىشود . امّا اگر نظر خاصى ندارى ولى كسى را مىشناسى كه به نظر او اطمينان دارى و نظر او را مىپسندى ، طرف را به او راهنمايى كن تا بدين وسيله در خيرخواهى و نصيحت او كوتاهى نكرده باشى . و هيچ نيرو و توانى جز به خدا نيست . »
اما حق كسى كه با طرف ، مشورت مىكند آن است كه خالصانه نصيحت و خيرخواهى كند ، و بكوشد تا آنچه به نظرش درست مىرسد بگويد و اين كار را از روى محبّت و نرمش انجام دهد ، نه از روى تندى و درشتى زيرا كه درشتى باعث نفرت و نگرانى و وحشت دلهاست و اگر چيزى كه براى مشورتكننده مفيد باشد به نظرش نمىرسد ؛ كسى را مىشناسد كه به نظر او اعتماد دارد ، بايد به او راهنمايى و ارشاد كند كه بدين وسيله در خيرخواهى و نيكى به او كوتاهى نكرده و وظيفهاش را ادا كرده است .