« اى مردم آيا نمىبينيد كه اهل دنيا به حالتهاى گوناگون شب و روزشان را مىگذرانند ؛ يكى ناخوش و گرفتار و يكى عيادتكننده و ديگرى بيمار و آن ديگرى كه با جانش بازى مىكند و دستهء ديگر كه از زندگى دست شستهاند و گروه ديگر كه چهرهء در نقاب ( خاك ) كشيدهاند و جمعى در پى دنيا هستند در حالى كه مرگ در پى آنهاست و دستهاى در حال غفلت به سر مىبرند در حالى كه خود مورد غفلت نمىباشند و كسانى كه ماندهاند به دنبال آنهايى كه رفتهاند روانند و سرانجام به آنها مىپيوندند . »
( 1 ) امام عليه السلام ، از زندگانى تودهء مردم كه در طول تاريخ همچنان زندگى مىكنند حكيمانه سخن گفته و از شئون و حالات ايشان و از جريان آداب و رسوم آنها خبر داده كه همچنان بىكموكاست و لا يتغيّر برقرار است تا وقتى كه خداوند ، وارث زمين و اهل زمين گردد .
زيد بن صوحان عبدى ، يكى از اصحاب و شاگردان امام امير المؤمنين عليه السلام كه از بهترين ياران امام و آگاهترين و دانشمندترين آنها بود ، رو به آن حضرت كرد و پرسشهايى زير را مطرح كرد :
« يا امير المؤمنين أيّ سلطان أغلب و أقوى ؟ . . . »
فأجابه الامام عليه السلام : « الهوى . . . »
زيد : أيّ ذل أذل ؟
الإمام : الحرص على الدنيا .
زيد : أيّ فقر أشد ؟
الإمام الكفر بعد الإيمان .
زيد : أيّ دعوة أضل ؟
الإمام : الداعي بما لا يكون .
زيد : أيّ عمل أفضل ؟
الإمام : التقوى .
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي ) — صفحة 40
مساهمون: الشيخ باقر شريف القرشي
ص٤٠