« اگر مرواريد گرانبهايى را از زبالهدان بىارزشى به دست آوردى ، كوچك مشمار زيرا پدرم به من فرمود كه من از امير المؤمنين عليه السّلام شنيدم ، مىفرمود : همانا كلمهاى از حكمت در سينهء منافق ، باهوش و ذكاوت او در كشمكش و مضطرب است تا اين كه به زبان بياورد و مؤمن آن را بشنود كه او سزاوارتر و شايستهء آن است پس آن را فراگيرد . »
( 1 )
طينت مؤمن و كافر
امام عليه السّلام در حديثى راجع به طينتى كه مؤمن و كافر را از آن آفريدهاند سخن گفته و مىفرمايد :
« إنّ اللّه عز و جل خلق النبيين من طينة عليين ؛ قلوبهم و ابدانهم ، و خلق قلوب المؤمنين من تلك الطينة ، و جعل خلق أبدان المؤمنين من دون ذلك . و خلق الكفار من طينة سجين : قلوبهم و أبدانهم فخلط بين الطينتين ، فمن هذا يلد المؤمن الكافر ، و يلد الكافر المؤمن ، و من هاهنا يصيب المؤمن السيّئة و من هاهنا يصيب الكافر الحسنة ، فقلوب المؤمنين تحن إلى ما خلقوا منه ، و قلوب الكافرين تحن إلى ما خلقوا منه . . . » « 1 »
« خداى عز و جل ، پيغمبران را از سرشت آسمان بالا آفريد ؛ هم دلها و هم بدنهاى آنان را و دلهاى مؤمنين را نيز از همان سرشت آفريد و پيكر آنان را از سرشت عالم پايينتر از آن و كافران را از سرشت سجّينى ( گل پست سخت ) آفريد ؛ هم دلها و هم پيكرهايشان را و ميان هر دو سرشت درآميخت و از اين روست كه از مؤمن ، كافر به دنيا مىآيد و از كافر ، مؤمن متولد مىشود و از اينجاست كه مؤمن را مرتكب كار بد و كافر خوشرفتار مىشود ؛ دلهاى مؤمنان بدان چيز اشتياق دارد كه از آن آفريده شدهاند و
هامش
( 1 ) اصول كافى : 2 / 2 .