مىباشد نكردهاند ، زيرا كه هريك از ايشان گناهان چند كردهاند كه ايمان هزار فرسنگ از ايشان دور رفت ، چنانچه ترتوليانوس [
Tertullian
] كه از مشاهير علماى شماست در كتابى كه به رد شخصى مرسين [
Marcion
] نام نوشته است اقرار دارد كه زفرينوس [
Zephyrinus
] پاپا كه به كويى [ كذا ] مشهور است مذهب كفّار را حق دانست و اوزبيوس [
Eusebius
] كه از بهترين علماى شماست در كتاب خود نوشته است كه مرسلينوس پاپا از واهمهء اينكه مبادا او را بدار بكشند از براى بتهاى هنود قربانى كرد و جرانيم مشهور - ترجمهكننده كتب - در كتاب تواريخ و كتابى كه ذكر عظماى دين خود را در آن كتاب كرده است نوشته است كه ليبريوس [
Liberius
] پاپا و فليكس [
Fiberius
] پاپا - كه او را فليكس دويم مىگويند - هر دو به مذهب هريانى [
Heretics
] بودند و اين هريانى مردمىاند كه حضرت عيسى را خدا نمىدانند بلكه مىگويند كه پسر خداست و بهترين مخلوق پروردگار بود و آن بدن را از براى خود گرفته ، مدتى كه در دنيا زنده بود از قبيل روح در آن بدن زندگانى كرد و اين اعتقاد در ميان همه فرق نصارا كه امروز در زمين مىباشند كفر عظيم بوده است و هست . و ايضا نوشته است كه ويرجيليوس [
Vigilius
] پاپا پيروى كرد ايوتيكوس [
Eutyches
] را و مذهب او را اختيار نمود و از قبيل او اعتقاد داشت كه عيسى كلام اللّه نبود بلكه چيزى بود از او جدا ؛ و مىگفت كه ، بدن عيسى از قبيل ابدان افراد انسان نبود بلكه بدن او بدن نورانى و مثالى بود كه از آسمان آورده بود و همين ، به ظاهرى نه حقيقة از مريم متولد شده بود ؛ و نيز انكار مىكرد كه در عيسى دو ذات يكى ذات الهى و ديگرى انسانى به يك وجود موجود شدند كه همه اين مراتب در دينى كه امروز نصارا دارند كفر مىباشد . و ملكيار در كتابى كه او را به كنتاريا مىنامند ، نوشته است كه حناريوس [
Honorius
] پاپا - كه او را حناريوس اول مىگويند - كافر شد و استفنوس [
Stephanus
] پاپا كه او را استفنوس ششم مىگويند همهء آن احكامى را كه ريم پاپاى پيش از او فرموده بود ، باطل كرده حكم فرمود كه هر كه آنچه او حكم كرده است قبول كند لعنتى باشد .
و جوانس [
John
] پاپا بخلاف او ، هر حكمى كه استفنوس كرده بود باطل نموده ، حكم نوشت كه هر كه احكام استفنوس پاپا را قبول كند لعنتى باشد . و فمراروس پاپا در وقتى كه پاپا شد ، حكم كرد كه هر كه آنچه را كه جوانس پاپا و سرجيوس پاپا حكم كرده بودند قبول كند لعنتى باشد ، چنانچه در كتابى كه او را پيلاتينه مىگويند نوشته شده است - و آن كتابى است كه از او معتبرتر كتابى ندارند . و چنانچه مرتينوس پولانوس در كتاب خود نوشته است كه سيلوستر [
Sylvester
] - كه او را سيلوستر دويم مىگويند - ساحر بوده است و آخر شيطانى كه با او اختلاط داشت او را به وضع بسيار زشتى كشت . و چنانچه برانى كردينالس كه از آنان بود كه ريم پاپايان را به قرعه تعيين مىكنند ، در كتاب خود نوشته است كه گريگاريوس