آورده است : « ذهبى و واقدى و ابن اعثم كوفى و جلال الدين سيوطى شافعى و حافظ ابروى مورّخ سنى و ابن الجوزى حنبلى - خودش نه سبط ابن الجوزى - و شيخ محيى الدين عربى صوفى و حمد الله مستوفى قزوينى و ابن عبد البر اندلسى مغربى و يوسف اعور ملعون ناصبى واسطى و فاضل اشبيلى مغربى مالكى و ابن قتيبهء دينورى سنّى و ميرزا مخدوم سنى شريفى است و امثال ايشان از اعداى حضرت مرتضى عليه السلام از سگها و گربهها و روباهان و ماده شغالان . » ( ص 45 ) .
افندى با اشاره به اين كه بابا شجاع الدين از نهاوند بوده ، از شيخ يوسف شافعى نوادهء ابن جوزى حنبلى نقل كرده كه در كتاب تاريخ مرآة الزمان گفته است كه ابو لؤلؤ « جديد الاسلام بوده و اصلش از مردم نهاوند بوده » . ايضا همان شخص در همان كتاب گفته است كه « خويشان اين بابا شجاع الدين هنوز در زمان ما نيز در نهاوند ، تا الحال موجود و معروف مىباشند . » به نظر همين مؤلف ، نهاوند « كلمه فارسى و مخفف نوحآوند است ؛ يعنى شهر بناگذارده و آبادان كردهء حضرت نوح پيغمبر عليه السلام » . ( ص 46 ) . پس از آن ، افندى به تفصيل ، متنى را از كتاب كامل السقيفة مشهور به كامل بهايى آورده كه مربوط به فتح ايران و مقدمات اسارت ابو لؤلؤ است . ( ص 47 ) در اين خبر ، فيروز به عنوان سرلشكر شهريار ملك عجم معرفى شده كه به اسارت درآمده است ( ص 49 ) خبر بىبى شهربانو و ازدواج وى با امام حسين عليه السلام هم در همين روايت آمده است ( صص 50 - 51 ) .
حكم اراضى ايران و مسألهء خراج
پس از تمام شدن نقل ، افندى توضيحاتى را آورده كه از جمله مربوط به سفر امام حسن عليه السلام به ايران است . « و جمعى از جمله آثار همان سفر خير اثر حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام نيز مىدانند آن مقدمهء حرف زدن زمين لسان الارض اصفهان و سلام كردنش را بر آن حضرت . . . اگرچه در بعضى مواضع ، بعضى از علما اصل آمدن ، چه جاى حرف زدن اين زمين را ، با حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام قائل نيستند بلكه علّت اشتهار اين زمين را به لسان الارض ، حرف زدن همين زمين را با حضرت امام حسن عسكرى عليه السلام مىدانند ، در آن اوانى كه آن حضرت خود به عنوان معجزه و طى الارض از سامره به اصفهان ، به ديدن شيعيان خود تشريف آوردند ؛ و ليكن اين سخن چندان ثبوتى نزد اين حقير ندارد . و الله يعلم . مؤلف گويد كه در اكثر كتابهاى تواريخ اصفهان و از جمله در كتاب محاسن اصفهان تصنيف حمزه اصفهانى و در كتاب اوصاف اصفهان تأليف مافرّوخى « 1 » مذكور شده كه جهت شهرت اين زمين در حوالى بابا ركن الدين
هامش
( 1 ) . كتاب مفضل بن سعد بن الحسين مافروخى اصفهانى با عنوان محاسن اصفهان چاپ شده ؛ اما از كتاب