محقق كركى اولين رساله را در آغاز دههء سوم قرن دهم هجرى نگاشت و پس از حدود چهل سال دومين رساله را شهيد ثانى در خارج از ايران ، اما با ملاحظهء مسائل داخلى ايران تأليف كرد ، موج رسالهنويسى آغاز شد ؛ به طورى كه تا حدود دويست سال پس از آن يكصد رسالهء مستقل تأليف شده و پس از آن تا دورهء معاصر ، قريب شصت رسالهء ديگر بر آن افزون شد . كمتر فقيه صاحبنامى را در اين دوره مىشناسيم كه رسالهاى در اين باره تأليف نكرده باشد ؛ همانطور كه بسيارى از اين رسالهها در ردّ و ايراد و يا دفاع از رسالههاى ديگر بوده است . اين نشانگر شور و حرارت علمى خاصى است كه در اين زمينه وجود داشته است .
شدت بحث از نماز جمعه در روزگار شاه سليمان ( سلطنت از 1077 تا 1105 ) به جايى رسيد كه وى محفلى در حضور وزير اعظم خود ؛ شيخ على خان و با حضور دو تن از عالمان ؛ يكى مولانا محمد سعيد رودسرى و ديگرى مولانا محمد سراب ترتيب داد تا ساير علما را گرد آورده و دربارهء « وجوب عينى » ، « تخييرى » و « حرمت نماز جمعه در دورهء غيبت » به بحث بپردازند . « 1 » اين در واقع يك سمينار خصوصى از عالمان بود كه براى بحث در اين مسئله ، ترتيب يافت . مسألهء نماز جمعه در پنج شش دههء پايانى دورهء صفوى ، تبديل به يك مسئله جنجال برانگيز شد آن گونه كه به تعبير علامهء مجلسى « تحيّرت فيها الأفهام و اضطربت فيها الأعلام » . « 2 »
به طورى كه مجادلات ميان علما ، چه به صورت نوشتارى و چه شفاهى ، رو به گسترش گذاشته و حتى به دربار صفوى و شخص شاه سليمان هم كشيده شد . گويا شاه سليمان علاقهمند شد تا بداند مسئله بر سر چيست . جالب است بدانيم كه آقا جمال نيز رسالهء مفصل نماز جمعه خود را « به حسب فرمان همايون » شاه سليمان تأليف كرده است . « 3 »
يكى از موضوعات مورد بحث آن بود كه واقعا عقيدهء قدما چه بوده است ؛ آيا آنان قائل به وجوب عينى بودهاند يا تخييرى ؟ دشوارى اين بود كه هر عالمى ، عبارات قدما را مطابق فهم خود تفسير مىكرد . در نهايت ، يكى از فقها تصميم گرفت تا گزارشى در اين باره به شاه بدهد . وى تصميم گرفت تا چهار عبارت از متون فقهى كهن شيعه را كه دو نمونه از شيخ طوسى در خلاف و نهايه و دو مورد ديگر از كتاب ذكرى الشيعة از شهيد اول و چهارمى از كتاب معتبر از محقق حلى و تذكره از علامهء حلى است ، انتخاب كرده ، آن را نزد علماى
هامش
( 1 ) . قزوينى ، عبد النبى ، تتميم امل الامل ، صص 173 - 172
( 2 ) . مجلسى ، بحار الانوار ، ج 89 ، ص 221
( 3 ) . خوانسارى ، آقا جمال ، رسائل ، ص 483 . اين رساله ، به نوشتهء خاتونآبادى ( وقائع السنين ، ص 536 ) در سال 1091 يعنى سال درگذشت فيض كاشانى ، نوشته شده است .