تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
همه در حيرت از اين كار ماندند * به عرض اشرف اقدس رساندند
كه چون عالم پُر است از اهل سنّت * مزاجى نيز نگرفتست دولت
تبرّا چون شود وحشت نمايند * خدا ناخواسته نفرت نمايند
نعوذا بالله آسيبى مبادا * رسد از ديدهء بدخواه اعدا
به تدريج ار شود ترويج مذهب * به حزم و احتياط اين است اقرب
شهنشه اين سخن‌ها را چو بشنيد * زياد از حد تعجب كرد و خنديد
به ايشان گفت آن‌گه حامى دين * به آرام تمام و عزّ و تمكين
كه ما را مدعا زين پادشاهى * بود اجراى احكام الهى
نمىگرديد اگر شاهى محقق * نمىشد آشكارا مذهب حق
و گرنه ملك صورى را بقا نيست * شه باطن چو ما هستيم كافى است
چو ما را نيست جز احقاق حق كار * خدا يارست و پيغمبر مددكار
به ما ترويج دينى را كه فرض است * دگر تعويق و كتمانش چه فرض است
فتد تعويق اگر امروز اين كار * رسد بر دين و دولت نقص بسيار
پس آن‌گه گفت سلطان جوانمرد * منادى را كه مىبايد ندا كرد
كه اى تبريزيان ز اعلى و ادنى * بدانيد اين چنين شد امر و الا
كه هركس را دل از حق با خبر شد * مطيع مذهب اثنا عشر شد
شود از قيد كشتن جانش آزاد * به دنيا و به عقبى مىشود شاد
شود هركس كه منكر ز اهل سنت * بود واجب رسانيدن اذيت
ببايد زد همان دم گردنش را * به خاك تيره افكندن تنش را
بلندآوازه چون گرديد اين جار * اطاعت سنيان كردند ناچار
نبى فرموده است از راه تدبير * كه من پيغمبرى هستم به شمشير
بلى تأثير ننمايد چو برهان * علاجش نيست جز شمشير بُرّان
شد اينجا تيغ شه هم برق لامع * به جان سنيان برهان قاطع
تشيّع زين نمط شد آشكارا * طريق حق‌پرستى گشت پيدا
ز آلام تقيّه خلق رستند * به زير سايه‌اش سالم نشستند « 1 »

شيعيان استرآباد و دولت صفوى

با وجود آن كه نيروى اصلى صفويان از آسياى صغير يا به تعبيرى آناتولى تأمين مىشد ، پس از تشكيل اين دولت ، از شيعيان ايرانى نيز عده‌اى به اين نهضت پيوسته و به حمايت از آن
هامش
( 1 ) . ميرزا داود اصفهانى ، سلطان الانساب ، نسخهء شمارهء 2354 كتابخانهء ملى ، برگ 85
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 26 | الشيخ رسول جعفريان