[ فصل دوم ] ابتداى ورود به خاك تفليس و وقوع امورات اتفاقيه
اليوم كه پنجشنبه دهم شهر شعبان 1229 است بعد از طى هشت فرسنگ راه از ادر آن وارد سهفرسنگى حماملو كه اول خاك تفليس و به تصرف طايفهء روسيه است گرديديم .
هرچند از اول حركت از ايروان الى حماملو كه اول خاك تفليس است همهجا متصل بهم آب و علف و چمن و در كوهستان جنگل و اشجار و رياحين بسيار است ، اما از اول اين منزل الى آخر كه كنار رودخانهء بنبك است همهجا آب و علف و رياحين بسيار و اشجار و جنگل بيشمار دارد . صحرا و كوه تمامى سبز و خرم ، گل و رياحين با يكديگر توام گرديده ، آبهاى گوارا ، هواى خوش چمنهاى دلنشين بسيار است . دو سه فرسنگ به منزل مانده ، كنياز ذيخن برادر جنرال بساناويچ و كنياز مايور با جمعى كثير از سرهنگان و يكصد نفر سوار قراء به استقبال آمده ، به آئين خود تعارفات بجاى آوردند . چند قدم ديگر به قدر پانصد نفر سالدات و چند نفر سرهنگ و چند عراده توپ با توپچيان بر سر راه آمده استقبال نمودند . چند قدم ديگر شف لبديل صاحب اختيارقرا كليسا كه نايب بساناويچ است ، با داروغه و ريشسفيدان و بزرگان قراء كليسا به استقبال آمده تعاريف به عمل آوردند .
چند قدم ديگر قاپلان اوغلى ليدنايه كه سركردهء سپاه روس است و در سال قبل مأمور در قلعه آقااولان شده بود ، با اسف اندويج و جمعى كثير از بزرگان روس به استقبال آمده ، انواع تعارف به آيين خود بجاى آورده ، احترام بسيار نمودند ، و در خدمت صاحبى ايلچى همگى آنها به چادر آمده فرودآمدند ، و شيرينى و چاى به جهت آنها آورده صرف نمودند ، و به منازل خود رفتند و حسب الفرمودهء صاحبى ايلچى سيورسات و اخراجات به قيمت اعلا از اهل حماملو خريدارى و به مصرف رسانيده شد .
بعد يكصد نفر سالدات روس به جهت كشيك و محافظت ، در « 1 » چادر آمده تا صبح به اطراف چادرها گردش مىنمودند ، و كشيك مىكشيدند . همين شب جمعه اسمعيل بيك غلام سركار نواب ولىعهد را كه همراه بود روانهء تبريز نموده ، و رقعه و مراسلات خدمت صاحب عظام قائممقام و بعضى اشخاص ديگر قلمى و به مصحوب مشار اليه ارسال شد .
صبح از آنجا كوچ كرده ، بهمراهى سه نفر مهماندار و جمعى سوار قزاق « 2 » و سالدات روانهء منزل درباز شديم .
جمعه يازدهم « شهر شعبان 1329 » : بعد از طى دو فرسنگ راه وارد درباز گرديده ،
هامش
( 1 ) - متن : درب
( 2 ) - متن : قزاغ .