سردار روس فرمانهاى شاه را مىبيند و درضمن به برخى از هدايائى كه ايلچى براى امپراطور ميبرد طمع مىكند درضمن سعى مىكند ميان ايلچى و ميرزا ابو القاسم قائم مقام را شكرآب كند تا بتواند بيشتر خود را به ايلچى نزديك كند و از او بهرهمند شود .
ميرزا هادى مىنويسد : « ژنرال ، مذكور نمود كه من شنيدم كه در سال قبل كه شما از مصالحهء دولتين عليتين فارغ و از چمن گلستان معاودت به تبريز نموديد جناب صاحبى عظام قائممقام با شما بىلطفى بسيار فرمودهاند . جهت چه بود ؟ صاحبى ايلچى در جواب به او فرمود : اين مطلب محض كذب و كذب محض است . » « 1 » سردار سئوالهاى بسيار از ايلچى مىكند و ايلچى جوابها را بهنحوى كه شايسته بوده جواب مىدهد . « سردار مجددا دست صاحبى ايلچى را گرفته به خلوت رفته باز آغاز صحبت نموده بعضى فقرات بيان كرده بود كه مفاد اين بود كه : هرگاه درباب آمدن شما از من اشعارى شده بود آنوقت آمده بودند بهتر بود . زيرا كه امپراطور روس از دعواى فرانسه فتح باب شده و داخل شهر پاريس گرديده بنابراين وصول امضاى عهدنامهء مصالحه دولتين عليتين در اين زودى مشكل است و رفتن شما طول خواهد كشيد . صاحبى ايلچى بعد از استماع اين سخنان و تحويل مراتب جلادت و مناعت ايشان در جواب فرموده بودند كه آوردن اصل اين عهدنامه از دولت ايران مشكلتر از وصول امضاى آن بود . چنانچه هر گاه كه امضا به زودى نرسد و تعويق و تاخير در آن باشد ما نيز حاضريم و چندان اصرارى نداريم » « 1 » بعد سردار به ايلچى مىگويد و اصرار مىكند هدايائى كه ايلچى بهجهت امپراطور ميبرد تماشا كند ايلچى دستور ميدهد مياورند تا سردار ملاحظه كند . چادرى را كه صاحبى بهجهت امپراطور ميبرده در او طمع مىكند . و ايلچى « همانوقت دستور مىدهد چادر را پائين آورده با اسبابواساس تمام به رسم تعارف بهجهت او مىفرستد » « 2 » براى شناخت آنها ايلچى مىگويد شخصى كه از جانب زن سردار نه دانه فنجان آورد آقا بيك گفت ده دانه اشرفى باجاغلى بهجهت انعام او كافيست زيادتر ندهيد ؟ ! ما لابد ده باجاغلى را هم داديم ايشان چنين قومى هستند » « 3 » هيأت ايران پس از مدتى توقف در تفليس و قفقاز و شهرهاى ديگر سر راه كه شرح آنها را در كتاب خواهيد خواند روز جمعه عاشوراى 1230 ه . ق . وارد شهر مسكو مىشوند . اين هيأت در مسكو از مكانهاى ديدنى و موزهها و اشيائى كه از طرف سلاطين ايران در آن موزهها نگهدارى مىشود و نيز از تماشاخانهها و خانهاى كه فرزندان بىسرپرست را در آنجا نگهدارى مىكنند ديدن مىكنند .
ميرزا هادى بهطور دقيق شرح همهء ديدهها و حوادث اين سفر را در كتاب خود آورده است و اشاره به تمام آنها در اينجا از حوصلهء اين نوشته بيرون است .
دومين روزى كه ايلچى وارد مسكو مىشود ، بساناويچ و آقا بيك دربندى مهمانداران ، خدمت صاحبى ايلچى مذكور كردند كه چون طور موصوف در اين مملكت ثانى پادشاه روس و مرد كاملى است هر گاه مبادرت از جانب شما به ملاقات او بشود راضى و خشنود خواهد شد . صاحبى ايلچى از سخن آنها تغيير كلى به هم رسانيده مذكور نمودند كه اگر طور موصوف در اين مملكت ثانى پادشاه روس است من هم ايلچى بزرگ دولت عليهء قويه
هامش
( 1 ) - همين كتاب صفحات 31 - 32 .
( 2 ) - همين كتاب ص 34 .
( 3 ) - همين كتاب ص 35 .