وعده داده ، شب با مهماندار و همراهان در آنجا رفته مجلس بطريق ضيافت پيش كه وضع آن ذكر شده منعقد بود . زنان و دختران به همان آئين قدرى رقص كرده ، چاى « 1 » و شيرينى صرف شده ، صاحبى ايلچى قليل وقتى توقف ، و از آنجا روانهء منزل شدند ، و شب استراحت شد .
اين روزها همه روزه جنرال صاحباختيار آنجا و بزرگان به ديدن صاحبى ايلچى مىآمدند و تعارفات به عمل مىآوردند . در اين بينها بساناويچ مهماندار ، روانهء مسكو گرديده و معاودت نمود .
روز آخر توقف ، اسبان و بنه و اسباب را از آنجا حركت دادند . و قدرى وجه به انعام سالدات و افيسر و خدمهء منزل نيز انعام كردند ، كه صبح از آنجا حركت و روانهء محل ديگر شوند .
يوم سهشنبه هفتم : از شهر تول حركت و بعد از طى پنجاه و پنج ورث راه كه نه فرسنگ و كسرى « 2 » مىشود به منزل خانه رسيديم . در عرض راه يك جا اسب عوض شده ، ناهار « 3 » صرف نموديم . در حين حركت از منزل ، از پل چوبى طولانى كه در وسط شهر در روى رودخانه واقع است عبور شد و در راه نيز جنگل و رودخانه و اشجار بسيار ملاحظه شد . و باتلاق « 4 » بسيار بود ، تا وارد منزل شده ، توقف شد .
يوم چهارشنبه هشتم : از منزلخانه حركت و بعد از طى سى و سه ورث راه ، راه ، روانهء منزلخانهء ديگر شديم . در عرض راه ، يك جا اسب عوض كردند ، و راه به طريق روز قبل بود . وارد منزل كه شديم مذكور شد كه اسبها كه روز قبل رفته بودند ، در حين عبور از رودخانه هوكه ، گمى را يخ شكسته و نزديك بوده غرق شوند ، و فضل الهى شامل شده ، گذشتهاند ، و قدرى از آنها هنوز در اين سمت رودخانه ماندهاند . صاحبى ايلچى از اين جهت روز بعد را تا قدرى از شب گذشته ، در همين منزلخانه توقف كردند ، كه اسباب گمى رودخانهء هوكه درست شود .
يوم پنجشنبه نهم : روز در منزلخانهء پيش توقف بوده پاسى از شب گذشته از آنجا حركت و وارد سر رودخانهء هوكه شدند . در آنجا به قدر چهارصد پانصد نفر آدم و عمله جمع شده ، تمامى بنه و اسباب و عراده و آدمها را از آب گذرانيده ، و از آنجا روانهء منزل شديم .
در عرض راه شهرى بود آن را سرپوك « 5 » مىگفتند . محل خوشوصفى به نظر آمد . خانهها و خيابانها به نظام ، كوچهها با وسعت تمام ، كليساهاى متعدد داشت . به قدر دو سه هزار خانوار بودند . در آنجا فرود آمده ، جمعى از بزرگان آنها سر راه آمدند . در مكانى رفته ناهار « 3 » صرف شد و از آنجا حركت و روانهء منزلخانهاى كه پنج فرسنگ تا مسكو مىباشد شديم .
هشت ساعت از شب گذشته رسيديم . مسافت راه امروز ، شصت ورث كه ده فرسنگ بوده باشد شده ، چون شب عاشورا بود باقى شب به غم و هجوم اندوه و الم در آنجا گذشت .
هامش
( 1 ) - متن : چاهى
( 2 ) - متن : كثرى
( 3 ) - متن : نهار
( 4 ) - متن : باتلاغ
( 5 ) - مج : سربوك