[ فصل پنجم : ورود به شهر تول ]
يوم شنبه بيست هفتم : صبح از آن منزلخانه حركت و بعد از طى سى و شش ورث راه كه هفت فرسنگ مىباشد وارد شهر تول شديم . در عرض راه يك جا اسب عوض كردند و به نسبت ايام پيش دهات و جنگل و باغات و رودخانه بسيار داشت . دو مكان پل چوبى بسته بودند . عبور شد . قريب به شهر كورنادر كه حاكم و صاحباختيار آنجا بوده باشد ، با جمع « 1 » كثيرى از بزرگان و اعيان آنجا به گاريتها سوار شده و سوار بسيارى همراه برداشته در سر راه به استقبال صاحبى ايلچى آمدند و انواع و اقسام تعارفات رسمى بجاى آوردند .
درحين ورود به شهر همگى به اتفاق به منزل صاحبى ايلچى آمده ، لوازم مهماننوازى معمول داشتند و هر يك به مكان خود رفتند . منزل صاحبى ايلچى در خانههاى پادشاهى بود . اما بهعلت آمد و شد مترددين بسيار درهم ريخته و كهنه شده بود . وضع و اسبابى كه بايست نداشت . از اين جهت صاحبى ايلچى قدرى مهمانداران را طلبيده ، لذا ديرزمانى [ صحبت ] « 2 » كردند ، بهر نسبت بود در آنجا توقف شد .
شهر تول از شهرهاى قديم روس است لكن بسيار شيرين و خوش آينده ساخته شده ، وسعت بسيارى دارد . از شهرهائى كه در اين عرض راه ديده شده ، بزرگتر است .
خانههاى عالى دو سه طبقه دارد . بعضى از آجر ساخته شده و بسيارى از چوب است . كوچهها و خيابانهاى وسيع روبروى يكديگر بسيار دارد ، كليساهاى بسيار مرتفع متعدد در آنجا ساختهاند . دكان و بازار از هر صنف و هر حرفه در آنجا بهم ميرسد .
كارخانجات بسيار دارد . همچنانكه توپ و تفنگ و شمشير و طپانچه ، آنچه در دولت روس از اين مقوله ساخته مىشود ، بيشتر از شهر تول است . در خانوت [ كذا ] هاى آنها هر نوع چيزى از اقمشه و امتعه و اسلحه و اسباب خرازى خواسته باشيد در كمال تنقيه چيده و آماده دارند .
رودخانههاى بسيار در اطراف شهر و ميان شهر جارى است ، و پلهاى چوبى در كمال مضبوطى در روى آنها بستهاند ، كه عبور مىنمايند . قلعهء مضبوطى كه بروج بسيار دارد در يك سمت شهر واقع است . اما آبادى در آن ملاحظه نشد . اگرچه مستحكم است و جمعيت و كثرت آنها تقريبا هفت هشت هزار نفر مىشوند ، بلكه متجاوز ، چراكه مذكور مىنمودند كه شش هفتهزار خانوار دارد و آدم مثمن و طويل القامه در اينجا
هامش
( 1 ) - متن : جمعى
( 2 ) - اين جمله افتادگى داشت و از روى قياس تصحيح شد .