ورث راه بود كه سيزده فرسخ مىشود . در عرض راه يكجا اسب عوض كرديم . و به محل يكوروس رسيديم . رودخانهء بزرگى دارد . آن را نيز رود يكوروس مىگويند . پل چوبى روى رودخانهء مذكور بستهاند كه يك ورث بلكه زياد طول آن مىشود . هر دو سمت ، چپ و راست پل مذكور اشجار بسيار به خط مستقيم مىباشد كه قطر و قد آنها بسيار است .
قدرى از اينجا فاصله ، نيز جنگل بسيار نمايان است .
يكوروس چندان محل مرغوبى نيست . خانههاى خوبى ندارد . قليل معدودى در آنجا هستند . آنجا فرود آمده ، ناهار صرف كرده ، روانهء منزلخانهء ديگر شديم . شب در آنجا توقف شد ، و صبح حركت نموده روانهء بارونج شديم .
چهارشنبه دهم : كه عيداضحى بود صبح از منزلخانه ، حركت و بعد از طى شش فرسنگ راه وارد بارونج شديم . در عرض راه يك جا اسب عوض كردند . سمت دست راست قراء و خانهها و باغات و اشجار بسيار به نظر مىآمد . مشخص بود كه آبادى اينجا از محال گذشته بيشتر است . رمه و گلهء گوسفند و عوامل بسيار در اطراف راه ملاحظه شد .
به قريهاى رسيديم چند خانوار بودند . اما محل مرغوبى نبود . خانههاى قديم بسيار داشت .
در خانه [ اى ] فرود آمديم . صاحب خانه احترام بسيار كرد . در آنجا ناهار صرف شد . قدرى ميوه و نان صاحب خانه آورده ، تعارف كرد . از آنجا روانه شديم . به رودخانهء دارون « 1 » رسيديم . بشدت يخ كرده بود . كشتى و گمى بسيار روى رودخانه بود . پل مضبوط منقحى از چوب روى رودخانه ساخته بودند . غرفهها و جاهاى مرغوب در گوشه و كنار پل مذكور ساخته بودند ، و طول آن پل دو ورث راه مىشد . لكن بسيار مضبوط بود .
از آنجا عبور شده ، قريب به شهر بارونج ، كورنادر آنجا كه مرد معقول و متعارفى بود با جمع كثيرى از اعزه و اعيان و بزرگان آنجا به استقبال صاحبى ايلچى آمده ، اقسام تعارف بجاى آوردند .
داخل شهر شديم . در خانهء شخص بزرگى كه خود فوت شده بود ، و زن و اطفال او در آنجا بودند فرود آمديم ، خانهء بزرگ وسيعى بود . سه طبقه از چوب ساخته بودند .
اطلاقها و مكانهاى بسيار داشت . عمله و همراهان هر يك در مكانى فرود آمده توقف نمودند .
بارونج شره بزرگى است . خانهها و مكانهاى بسيار مرتفع دوسهطبقهء مرغوب دارد .
تمام كوچهها را خيابان ساخته ، به طريق خوشى چوببست كردهاند . خانه و كوچهها مقابل يكديگر است ، و شهر مرغوب مطلوبى است . بازار و دكان بسيار دارد . كليساهاى متعدد دارد . آبادى و معمورى و كثرت خلق معقولى بهنظر آمد . اگرچه اصل شهر قدرى پست و بلندى دارد . و مرتبه بمرتبه خانه ساختهاند . نهايت ، خانهها و كوچهها به خط مستقيم روبروى يكديگر واقع شده . در راه كه عبور مىشود هر به چند قدم ستانى « 2 » بتركيب خاص به زمين فرو كرده ، در سر آن فانوس از آينه ساخته ، گذاشتهاند كه شبها در آنجا چراغ روشن مىكنند و به خط مستقيم در هر كوچه چندين چراغ به همين نسبت هر شب روشن مىشود .
خانهها عالى ، سقف بسيار مرتفع ، بهطريق تالارهاى وسيع كه در ايران مىباشد
هامش
( 1 ) - مج : داران
( 2 ) - ستانى - ستونى