گذاشته بودند . ناهار « 1 » صاحبى ايلچى را دو روز قبل به كارخانهء خود امر كرده بودند برآورده اقسام طبخ و كبابها و حلويات مىبود ، و در آن سر ميز به قدر يكصد نفر بزرگان و اعزه و اعيان و دو نفر از كشيشان حضور داشته ، و آنها به آيين خود غذا و شراب صرف مىكردند . ما نيز از غذاهاى خود صرف مىنموديم . آخر الامر سردار و بزرگان و كشيشان آنها پيالههاى شراب پر كرده بر سر دست گرفته از جاى خود برخاستند ، و به سلامتى شاهنشاه عالمپناه ايران خوردند .
آن ساعت سى و سه عدد توپ به جهت تهنيت و مباركباد مصالحه انداختند ، و همگى برخاسته متفرق شدند .
سردار مجددا دست صاحبى ايلچى را گرفته بخلوت رفته ، باز آغاز صحبت نمود .
بعضى فقرات بيان كرده بود كه مفاد اين بود كه : هرگاه درباب آمدن شما از من اشعارى شده بود ، آنوقت آمده بودند بهتر بود ، زيرا كه امپراطور روس از دعواى فرانسه فتح باب شده و داخل شهر پاريس گرديده . بنابراين وصول امضاى عهدنامهء مصالحهء دولتين عليتين در اين زودى مشكل است ، و رفتن شما طول خواهد كشيد . صاحبى ايلچى بعد از استماع اين سخنان و تحويل مراتب جلادت و مناعت ايشان در جواب فرموده بودند كه آوردن اصل اين عهدنامه از دولت عليهء ايران مشكلتر از وصول امضاى آن بود .
چنانچه هر گاه كه امضا به زودى نرسد و تعويق و تأخير در آن باشد ما نيز حاضريم و چندان اصرارى نداريم .
سردار بعد از شنيدن اين جوابها قدرى عذرخواهى نمود و وعدهء ضيافت شب را خواسته ، صاحبى ايلچى از آنجا حركت و سردار تا درب منزل مشايعت كرده سوار گاريت شده به منزل آمدند . چون روز مذكور ايام عيد و هنگام عيش و طرب روسيه بود تمامى خلق آنجا به عشرت و شادى و خوشگذرانى مشغول بودند . چون شام شد تمام شهر و مكانهاى مرتفع را چراغان كرده ، و [ روى ] بامها ، چراغ روشن كرده گذاشتند ، و اسباب آتشبازى بسيارى درب منزل سردار كه ميدان وسيعى « 2 » است برپا كردند . مجموع خلق در آنجا جمع شدند . قدرى از شب گذشته وزير سردار با آقابيك آمده ، گاريت مخصوص آوردند . صاحبى ايلچى سوار گرديده با همراهان روانهء منزل سردار شدند .
بمحض ورود بطريق روز قبل سردار و جمعى بزرگان درب منزل آمده تعارفات رسمى نمودند . بعد سردار دست صاحبى ايلچى را گرفته كه بايد به اندرون رفته زن مرا ديدن كرده باشيد .
صاحبى ايلچى اگرچه از كراهت منظر او بسيار متنفر بودند ، اما لابدا ساعتى رفته او را ملاقات و بعد همگى بهاتفاق يكديگر بيرون آمده در ايوان خانهء سردار نشسته اساس آتشبازى برپا نمودند ، اقسام آتشبازى كردند ، و سازونوا به آئين خود مىنواختند . بعد كه به اتمام رسيد معاودت به منزل سردار نموده ، چاى « 3 » صرف كرده از آنجا حركت و روانهء منزل گرديده استراحت نمودند .
هامش
( 1 ) - متن : نهار
( 2 ) - متن : وسيطى
( 3 ) - متن : چاهى