پرش به محتوای اصلی

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحه 884

پدیدآورندگان:

ص۸۸۴
دربارهء رعاياى هرات رود به آبادانى آنجا امر همايون به نفاذ مقرون داشتند كه : « اويماقاتى كه خلف بيگ آورده ييلاق و قشلاقشان در هرات رود مقرّر باشد . امّا رستم محمّد خان ولد ولى محمد خان ، كه از خوف والى بلخ و بخارا از زمان قتل والد خويش پناه به سدّهء حاجت روايى پادشاه خواقين پناه آورده هرات رود به اقطاع ابدى وى مقرّر بود و هرساله زياده بر اين مبلغى خطير از جهات خراسان جهت مدد خرج وى مقرّر فرموده بودند ، در اين وقت بر اين عاطفت نسبت به اويماقات و مردم هرات رود اطّلاع يافته در حال به درگاه جهان‌پناه شتافت و حقيقت حال بر نهج وقوع معروض داشت كه : « اين جماعت تمامى معاندان بالينوش‌اند و به معاونت اين جماعت مخاطرتى كه در خراسان از او به وقوع آمده اقدام نموده و رأس و رئيس اين جماعت نيز مثل بالينوش شخصى است مسمّى به رون محمّد » . و شكايت بسيار از اين قوم نموده اذياتى كه از ايشان نسبت به مردم خراسان واقع گشته جمله معروض ساحت عزّت و جلال گردانيد . [ 486 ب ] بعد از تفحّص و تحقيق آنچه رستم محمّد خان عرض نموده موافق واقع به ظهور آمده ، لاجرم از مصدر غضب اثير لهب امر نافذ به ضرب عنق ذكور ايشان صادر گرديد و عيال و اطفال ايشان غنيمت غازيان مجاهد گشت . خلف بيگ بعد از قتل آن جماعت و تقسيم اموال و عيال ايشان از او به وشافلانات داخل دار السّلطنهء هرات گرديده . از تقبيل بساط سلطنت در مراتب خويش افزود . چند روزى از معاودت خلف بيگ رايات صفوى آيات از دار السّلطنهء هرات متوجّه مشهد مقدّس گشته در آن آستان قدسى مكان به آداب زيارت و عرض حاجت روزى چند به روز رسانيدند و سدنهء آن مقام واجب الاحترام را از صلات صدقات و نذورات خوشوقت و غنى گردانيد . همچنان سپاه ستار جاه را به سركردگى علىقلى خان شاملو در ولايت خراسان قشلاق فرموده با خاصان و حرم محترم بر صوب مستقرّ دولت ، يعنى فرح‌آباد جنّت بنياد و اشرف ، عنان عزيمت معطوف گردانيد .

203 گفتار در بيان فتح عراق عرب و بيان تسخير دارالسّلام بغداد به اقبال پادشاه با عدل و داد .

چون پيوسته همّت والانهمت خسرو ايران شاه عبّاس صفوى مصروف بود بر آن كه ممالكى كه در زمان سالفه در تحت فرمانفرمايان عليّهء صفويّه مقرّر بوده به تيغ بىدريغ
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحه 884 | ميرزا بيگ جنابدى