تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
آن ملك بود و ابا عن جدّ در عداد ملازمان دودمان تيمورى مىزيست - در آن وقت ابواب وفاق چون دروب سعادت بر روى خويش مسدود گردانيد و حقّ ولىنعمت حال و احسان سابقه بر طاق نسيان گذاشته بر بروج خلاف رايت عناد برافراخت و هر چند پادشاه عهد كسان نزد وى فرستاده او را به سلوك طريق حقيقت دعوت فرمود ، آن [ 224 الف ] بىحقيقت قدم از راه مخالفت برنداشت و همچنين بر شيوهء عناد اصرار ورزيده به استحكام بروج و باره مىپرداخت . در آن وقت معلوم پادشاه و سرداران سپاه بود كه تسخير قلاع آن ولايت به زودى متعسّر ، بل متعذّر است . لاجرم از سر فتح قلعهء شاه حسين بيگ گذشته به طرف ولايت قندهار توجه فرمودند . والى قندهار عسكرى ميرزا ، برادر اعيانى نوّاب همايون بود و بفرمان برادر ديگرش كامران ميرزا - كه در ولايت كابل بر سرير فرمانفرمايى بود - در ولايت قندهار لواى حكومت مىافراشت ، چون از توجّه همايون پادشاه آگاه گرديد ، با خود مخمّر گردانيد كه بنا بر يك‌جهتى كامران ميرزا هرگاه نوّاب همايون پادشاه قريب به ولايت قندهار بار بگشايد ، به بهانهء استقبال خاك ادبار و بىمروّتى بر فرق حميت و مروّت ريخته ، آن خسرو مجاهد را به چنگ آورده محبوس دارد و مقيّد به سلاسل و اغلال نزد كامران ميرزا ارسال دارد . و بدين عزيمت انتظار قدوم همايون مىكشيد . امّا شخصى از ملازمان كه در آن زمان در ملازمت عسكرى ميرزا بسرمىبرد ، بر ارادهء مقرون به وبالش اطّلاع يافته به جانب اردوى همايون در سرعت مبالغه ورزيد و در نواحى شال - كه از قندهار تا آن مقام بيست فرسخ است - به تقبيل انامل فيّاض پادشاهى فايز گرديد و انديشهء ضلالت‌پيشهء عسكرى را معروض گردانيد . بعد از اخبار آن مخبر حقيقت انتما ، امارات و ملاقاتى كه مؤيّد و مصدّق خبر آن دولتخواه بود به ظهور آمده ، بالضروره احمال و اثقال بيوتات با بسيارى از رجال و خدمهء اردوى همايون در آن نواحى گذاشته با پنجاه نفر از معتمدان به شجاعت اثر از طريق غير متعارف به صوب سجستان و ملك نيمروز ايلغار فرموده مضمون «
يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ
» در آن روز قيامت اثر شامل احوال خيرمآلش گرديد . احمد سلطان شاملو كه والى ولايت نيمروز بود چون بر تشريف قدم ميمنت لزوم آن جناب اطّلاع حاصل فرمود ، يكى از مخصوصان و مقرّبان خود را كه به سمت قرابت [ 224 ب ] موصوف بود ، به استقبال آن دودمان جلال ارسال فرمود و از روى نياز مسئلت فرمود كه منزل وى را از فرّ نزول همايون رشك اعلى عليّين گرداند . فرستادهء احمد سلطان بسرعت تمام به صوب موكب همايونى حركت نموده به تقبيل انامل فيّاض پادشاه بنده‌نواز فايز گرديده بعد از اداى شرايط رسالت ملتمس سلطانى را معروض ايستادگاه
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 487 | ميرزا بيگ جنابدى