شيخ فضل اللّه با جمعى از علماى اتباع خود و تجار و كسبه از قبيل حاجى محمد اسماعيل و افتخار التجار و صنيع الممالك و غيره [ طومار ] مهر كرده پيش شاه فرستادند كه مشروطه حرام است و شاه همچنانكه معهود بود دستخطى نوشته دادند كه ديگر مذاكره از چنين مجلس نخواهد شد و ما خلاف شرع نخواهيم نمود .
[ وضع سيد علي يزدي ]
جمعه 18 شوال ، 13 نوامبر .
سيد على يزدى و سيد ابو طالب زنجانى ادعاى مشروطهخواهى مىنمايند و مىگويند ما از اول مشروطهخواه بوديم ولى مخالف با ترتيب مجلس بوديم .
و الا منكر اساس مشروطيت صحيح نبوديم و تا حال منتظر وعدهء شاه بوديم كه مجلس را افتتاح نمايد . ولى حال كمال مخالفت با مخالفين مشروطه داريم .
و سيد على چادرى در خانهاش برپا كرده و جمعى هم از مشروطهخواهان با كمال احتياط دور او جمع شدهاند . روز ديگر دولت به قوهء قهريه چادرش را برداشت و سيد على عجالتا ساكت شد .
پنجشنبه 24 شوال ، 19 نوامبر .
مجددا جمعى از تجار و كسبه را در باغ شاه جمع كرده به حضور شاه بردند و ميرزا علينقى صنيع الممالك در كرياس نطقى كرد از طرف جمعى كه ما [ 278 ] رعيت و كاسب هستيم ، ما فقط طالب امنيت هستيم و اين مشروطيت اسباب ناامنى شده . لهذا ما مشروطه نمىخواهيم .
در اين ضمن از پشت سر صنيع الممالك سيدى به صداى بلند گفت صنيع الممالك از قول خودت بگو نه از قول جمع و همه صداى سيد را شنيدند و بعد صحبت ديگر آورده و مغلطه كردند و شاه اظهار مرحمت به تجار كرده رفتند به اندرون و پس از آنها علماى اتباع شيخ رفتند به حضور .
شنبه 26 شوال ، 21 نوامبر .
اعلانى منتشر كردند كه شاه مىخواست اعلان مشروطه را بدهد ولى علما