منصور را به تلگرافخانه و [ 223 ] پستخانه برده و اداره به سردار سپرده شد و خودشان هم از عمارت دولتى در محل وزير داخله و وزير جنگ تشريف بردهاند و عصر سپهدار به مجلس آمد .
امروز هم تقريبا سيصد چهارصد سوار بختيارى آمد . فردا و پسفردا هم مىآيد . ديروز هم آمدند و روى بيرقها با ابريشم نوشتهاند « آزادى يا مرگ . » با دستهء امروزى پسر سردار ظفر آمده بوده .
امروز دو اعلان از طرف [ دولت ] شده : يكى آنكه آنچه مجاهدين از قبيل تفنگ و اسب و غيره از خانهها گرفتهاند از امروز تا سه روز ديگر اگر به نظميه آوردند و دادند و قبض گرفته به صاحبش داده شود فبها ، و الا بعد از سه روز از هركجا پيدا كنند آن كس قانونا مجازات سخت خواهد شد .
اعلان ديگر : نظم شهر با ژاندارم و اجزاى نظميه است . هرمجاهدى كه مطالبهء اسلحه از « ژاندارمه » بكند خود ژاندارم مأمور است كه آن كس را به نظميه بياورد . اگر سختى كند و نيايد ژاندارم مأمور است كه با تفنگ آن كس را بزند . امروز تقريبا يكصد و پنجاه نفر قزاق بختيارى واردين را استقبال كردند و ورود دادند .
روز سهشنبه دوم رجب 1327 ، سيم ماه اسد - سه ساعت به غروب اعليحضرت قدر قدرت سلطان احمد شاه وارد « 1 » به عمارت گلستان شدند .
سوار بختيارى و مجاهدين قفقازى و غيره از قصر قاجار تا ارگ دو طرف در خيابان [ 224 ] ايستاده با شكوه تمام شاه جديد را با كالسكه ورود داد ، و سپهدار و سردار اسعد و ضرغام السلطنه و عين الدوله و عضد الملك و شاطرباشى با طمطراق زياد در ركاب شاه بوده ، در جلوى كالسكه يك دسته بختيارى ، در عقب كالسكه در حال مجاهدين قفقازى و عقب آنها باز سوار بختيارى .
هامش
( 1 ) . اصل : ورود .