مىچسبانند . سرباز سيلاخورى مىگويد ماها اين شاه را مىكشيم ! چرا مشروطه داده است ! گفته بودند اين . . . « 1 » مشروطه « 2 » داده . . . « 3 » ما نمىخواهيم .
امروز تمام اهالى طهران متزلزل بودند . چونكه منتشر [ 193 ] نموده بودند قشون قزوين و گيلان به كرج آمده و الساعه كه شب بيستم است در كرج جنگ و نزديك است كه دور باغ شاه را محاصره نمايند . گفتند اين خبر آمدن قشون را يك نفر سيد معممى انتشار داده است . روز بيستم سيد را گرفته به باغ شاه بردند و امروز كه بيستم است مجددا به سرباز و توپچى و بچههاى چالهميدان و غيره تقريبا هزار تفنگ سه تير با فشنگ دادهاند . توپ و سرباز و سوار و توپچى جهت قزوين تهيه و روانه نمودند . اگر مشروطه را دادهاند پس تهيهء سوار و فرستادن توپ و خواستن توپچى چه چيز است و توپچيان در طهران را كه حاضر خدمت نبوده بخواهند و تفنگ بدهند .
نمىدانم چه خبر است . مردم چه مىگويند ؟ شاه چه مىگويد ؟ دادن مشروطه و گرفتن مشروطهاى كه در دست چهار نفر سيلاخورى باشد بايد فاتحه به اين مشروطه خواند .
اگر بخواهم تمام دروغهايى را كه مىشنوم بنويسم مثنوى هفتاد من كاغذ شود .
هرچه در كوه شميران برف است در طهران حرف است . دروغهايى مىگويند كه انسان پر درمىآورد !
روز بيست و سيم اعلانى از طرف وزرا مىچسبانند به اين مفاد كه هركس به مشروطه و مشروطهخواه بد بگويد مجازات خواهد شد .
همين روز بيست و سيم ربيع الثانى بنا بود شاه به سلطنت [ 194 ] آباد برود .
افواج و سوار را خبر كرده بعد موقوف شد و قرار است كه روز 26 بروند .
هامش
( 1 ) . دو كلمه حذف شد .
( 2 ) . اصل : مشربه .
( 3 ) . يك كلمه ناخوانا .