بروند ، تقريبا در آن واحد پنج شش هزار تفنگچى در مجلس حاضر شده بود و وكلا هم از جايى خبر نداشته مردم سنگربندى [ كرده ] و منتظر ايستاده بودند كه معلوم شد شاه به باغ شاه [ 88 ] تشريف بردند . تا غروب جمعيت در مجلس بوده .
تا حال كه روز يكشنبه هفتم [ جمادى الاولى ] است شبها سيصد چهارصد نفر سرباز ملى كشيك مىدهند و در بازار هم گردش مىكنند . انجمنها ديروز لايحه عرض كردهاند كه مقصود ما از نبودن امير بهادر و غيره در دربار اين بود كه خاطر مبارك را از طرف ملت مشوب نكنند . حال هركس كه خاطر اعليحضرت را از طرف ملت پريشان مىنمايد استدعا داريم خارج نماييد .
مفاد اين است . بارى تمام رجال و اعيان از اين حركت شاه بد مىگويند و سواى بداقبالى چيز ديگر نمىشمارند و مىگويند اين چهار نفر جوان خائن آخر سلطنت را به باد خواهند داد .
آن كسى را كه صاحب جمع فرستاده بود كه خبر بياورد با درشكه رفتوآمد گفت شاه الآن حركت كرده بودند ، ولى در مجلس آنقدر تفنگ ديدم كه مبهوت « 1 » شدم . باز هم مردم رو به « 2 » مجلس مىدويدند و مىرفتند . خداوند عاقبت ما را به خير بگرداند . اين بود خواب بنده كه عصر وقتى به حال خود آمدم ديدم خواب است ، و الا اين حركات دور از عقل و بزرگى است .
ظهر از باغ شاه دستخط فرموده بودند كه به واسطهء گرمى هوا به باغ شاه آمده [ ام ] .
روز يكشنبه 7 شاه جلال الدوله ، علاء الدوله ، معين الدوله ، امير نظام « 3 » ، سردار منصور را خواست و عصر [ 89 ] شرفيابى حاصل كرده در باغ شاه اين پنج نفر را زنجير نمودند . نمىدانم عاقبت تا چه خواهد شد . شاه جوان ،
هامش
( 1 ) . اصل : مبهوط .
( 2 ) . اصل : روب .
( 3 ) . روى اسم اين دو نفر اخير خط كشيده و بر بالاى آنها نوشته است : « اين دو نفر را همان روز رها كردند . »