( 1 )
اوصاف جسمانى امام
اما صفات و برازندگيهاى جسمانى آن بزرگوار ، مورّخان نوشتهاند كه آن حضرت گندمگون ، كوتاه قد و لاغراندام « 1 » و باريك بود . « 2 » و چنان بود كه هر چه عمر آن بزرگوار زياد مىشد بيشتر لاغر و ضعيف مىگشت و اين به خاطر عبادت زياد آن حضرت بود و از سويى غمها و مصيبتهاى عظيم قتلگاه كربلا او را در خود غرق ساخته بود و همواره آن مصائب دلش را مىآزرد تا وقتى كه به ملأ اعلا پيوست .
( 2 )
هيبت و شكوه امام
اما شكوه امام چنان بود كه همگان در مقابلش سر تعظيم فرود مىآوردند و در خطوط چهرهاش انوار انبياء و شكوه و جلال اوصياء مىدرخشيد . شاعر بزرگ عرب ، فرزدق در قصيدهء زيباى خود هيبت امام را به شرح زير توصيف كرده مىگويد :
يكاد يمسكه عرفان راحته * ركن الحطيم اذا ما جاء يستلم
يغضى حياء و يغضى من مهابته * فلا يكلّم الّا حين يبتسم .
- موقعى كه او براى استلام مىآمد ، ركن حطيم ، « 3 » مىخواست كف دستش را بگيرد ، چشمش را از حيا بر هم مىنهاد و ديگران از شكوه و جلال او
هامش
( 1 ) نور الأبصار : ص 36 .
( 2 ) اخبار الدّول : ص 109 ، الصّراط السّوى في مناقب آل النّبي : ص 192 از كتب عكسبردارىشدهء كتابخانهء امام امير المؤمنين .
( 3 ) حطيم ، ديوار كعبه كه حجر الاسود در آنجا است و يا جايى ما بين ركن ، زمزم و مقام است كه به علت ازدحام جمعيت حطيم گفتهاند ( المنجد ) م .